هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

انتقام جغرافیا

کاپلان که خیلی از تحلیلگران فعلی عرصه سیاست در آمریکا خود را شاگرد وی میدانند ( از جمله فریدمن) تا مقام مشاورت وزیر دفاع آمریکا بالا رفته و با همه جزئیات تفکرات حاکم بر طراحان دفاعی آمریکا کاملاً آشنا است. بنابراین کتاب جدید وی با اهمیت زیادی تلقی می شود و شاید به عنوان کتاب درسی برای مسئولان آمریکائی قلمداد شود که واقعیت های ژئوپلیتیکی و جغرافیائی چند قرن گذشته را از یاد برده اند و یا تحت تاثیر ملاحضات سیاسی مایل به یادآوری نیستند....

http://www.siasatema.com/vdcd.s052yt0sna26y.html

 

 


عنوان کتاب احتمالاً تداعی کننده این واقعیت است که محیط های جغرافیائی از کسانی که حقایق سرزمینی را نادیده گرفته اند, انتقام گرفته و آنها به قیمت جانشان این هزینه ها را پرداخته اند. آمریکائی ها در حالی در سال ۲۰۰۱ به دنبال انتفام گیری از اسامه بن لادن و پیروانش که به زعم آنها در حملات ۱۱ سپتامبر دست داشت به افغانستان حمله کردند که اصلاً یادشان نبود افغانها به دلیل اینکه کشورشان جغرافیای خاصی دارد همواره باعث شکست مهاجمان شده اند. 
حتی انگلیسی ها در قرون هیجده و نوزده نتوانستند این کشور را کاملاً مستعمره خود کنند و تنها نفوذ اندکی در آن کشورداشتند. افغانها با استفاده از ژئوپلیتیک کشورشان راه شکست مهاجمان را خوب بلدند. آمریکائیان در پائیز سال ۲۰۰۱ و موقع حمله به افغانستان از این حقیقت تاریخی چیزی به یاد نداشتند. 
کاپلان در کتابش اول به سرنوشت کسانی می پردازد که به جغرافیا و ژئوپلیتیک در طول تاریخ بی توجه بوده اند. وقتی ناپلئون بناپارت در ۲۴ ماه ژوئن سال ۱۸۱۲ مرزهای شرقی لهستان را با ۵۰۰ هزار نیرو می شکست و به سوی مسکو میراند , با خود فکر نمیکرد که هنورز شش ماه نشده آخرین سربازفرانسوی به پاریس باز خواهد گشت. شکست خورده و پریشان. از هر ۳ سرباز مهاجم تنها یک نفرزنده توانست از سرمای هراسناک روسیه فرار کند. جفرافیای خشن روسیه و نبود آذوقه و طولانی بودن راه های ارتباطی همگی باعث شکست مفتضحانه ارتش بزرگ ناپلئون Grand Armee گردید.
 از این دست در تاریخ زیاد هستند و کاپلان ازگفتنشان باز نمی ماند. شکست اسکندر در هندوستان , کمبوجیه در صحرای آفریقا و این اواخر هیتلر در روسیه ( که از سرنوشت ناپلئون در ۱۳۰ سال قبل ازحمله نازی ها به شوروی در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۱درس نگرفت) و آمریکائیان در ویتنام که در محیطی جنگلی و مرطوب گیر افتاده بودند , همگی انگار یادآوری درس توسط استادی مجرب برای شاگردان فراموشکاری است که عادت دارند همیشه به درس های تاریخی اهمیت ندهند و شکست را عین مرگ تنها نصیب دیگران بدانند و زندگی جاودان برای خود را طبیعی فرض کنند. 
البته کاپلان مهاجمانی را به یاد می آورد که توانستند بر دشواری های جغرافیائی سرزمین های بیگانه غالب آیند و این جز همراهی کسانی از کشور مورد حمله با مهاجمان میسر نبوده است. کورتز مهاجم اسپانیائی برای استیلا بر آمریکای جنوبی و محو تمدنهای درخشان مایا و آزتک به کمک افراد بومی نیاز داشت. همراه کردن بخش اندکی از مردم بومی هم نیازمند دانشی است که احتمالاً انگلیسی ها درطول قرون متمادی تجربیات استعماری خود آن را به خوبی یاد گرفته اند در حالی که آمریکائیان به کلی از آن بی بهره هستند. 
انتشار کتلاب کاپلان در این شرایط احتمالاً پیام مهمی برای تصمیم گیران آمریکائی دارد و ان بازخوانی مجدد تاریخ ایران و مرور دوباره جغرافیای این کشور است. وی در کتابش ایران را نخستین ابرقدرت جهان می نامد و در مصاحبه با رسانه های مختلف بر این نظرش تاکید دارد. به نظر کاپلان مهمترین مزیت ایران در منطقه خاورمیانه آن است که بر خلاف کشورهای دیگر منطقه نقشه کشور ایران طبیعی و منطبق با بخش اعظم فلات ایران است. به گفته وی حتی کشور بزرگ عربستان که بخش اعظم شبه جزیره عربستان را در کنترل دارد , کشوری میداند که بیش از آنکه نتیجه واقعیت های جغرافیائی باشد حاصل توافقات پشت پرده و بده بستانها سیاسی بوده است. عربستان مستقیماً به هیچ دریای آزادی راه ندارد. سواحل عربستان در دریا سرخ و بندرجده تنها ازطریق باب المندب و کانال سوئز به دریاهای آزاد مرتبط هستند و کشتی های سعودی در بنادر خلیج فارس , تنها بعد ازعبور از تنگه هرمز( که ایران بر آن تسلط کامل دارد) می توانند به دریای آزاد برسند. بقیه کشورهای دیگر منطقه هم وضعیتی کمابیش این چنینی دارند. ایران از نظر جغرافیائی به نظر کاپلان کاملاً طبیعی و قابل دفاع است. منابع انرژی در نقاط مختلف آن گسترده هستند و این گونه نیست که با اشغال برخی استانها و یا قسمت های کشور بقیه دیگر نتوانند دفاع و مقاومت را ادامه دهند. 
با این که کتاب کاپلان برخی آموزه های خوبی برای سیاستمداران آمریکائی در بر دارد با این حال در بعضی صفحات پر از تکرار برخی محفوضات ذهنی نویسنده است که دلیل محکمی برای اثباتشان ارائه نداده است. کاپلان در کتابش , نیروی اتحاد و همگرائی بین کشورهای مختلف و یا بخش های جدا افتاده را واقعیتی میداند که جای بحث ندارد. این در حالی است که هنوز از فروپاشی شوروی سابق و یوگسلاوی و چک اسلاواکی مدت زمان زیاد نمی گذرد و هم اکنون در اغلب کشورهای اروپائی جنبشهای تجزیه طلبانه قوی وجود دارد.به احتمال زیاد اکثریت اسکاتلندی ها در رفراندوم سال ۲۰۱۴ به استقلال این کشور رای خواهند داد و در آن صورت اصل همگرائی سیاسی کشورهای مختلف که کاپلان در کتابش آن را حقیقی مسلم میداند زیر سئوال و تردید قرار خواهد گرفت. 
کاپلان تحت تاثیر برخی نویسندگان غربی نظیر Herbert Adams Gibbons با اطمینان کامل اظهار داشته که قدرتهای آسیائی هیچگاه نخواهند توانست حتی بربخشی از اروپا مسلط بشوند. ظاهراً کاپلان استیلای مسلمانان عثمانی را بر بخش های عظیم از خاک اروپا در قرون گذشته فراموش کرده است ویا حتی از خاطر برده که مسلمانان سالها بر اندولس حاکمیت داشتند وهنوز آثار معماری اسلامی را در آن مناطق میتوان مشاهده کرد. . حضور جمعیت عظیم مسلمان درشبه جزیره بالکان و کشورهای اروپای شرقی یادگار دوران استیلای مسلمانانی هستند که از آسیا براروپا هجوم آورند. این مسلمانان بودند که اروپائیان را از قسطنطنیه و در حقیقت آسیا راندند. البته قبل از ترکان عثمانی مسلمان , این مغولان آسیائی بودند که گاهی حملاتشان را تا مسکو هم ادامه میدادند. 
کتاب جدید کاپلان به نظر میرسد بیشتر برای آمریکائی نوشته شده که رهبرانش باید خود را برای سیاستی بیشتر منطقه ای و انزواگرایانه تری آماده کنند. به نوشته کاپلان اولین کاری که رهبران و تصمیم گیران در کاخ سفید باید انجام دهند این است که به دنبال دشمن تراشی نباشند. به عنوان مثال وی از جنگ های بیهوده با اسپانیا در سال ۱۸۹۸ و ژاپن در دهه ۱۹۳۰ و صد البته ویتنام در دهه ۱۹۶۰ یاد کرده است. به نظر کاپلان این جنگ ها قابل پیشگیری بودند و دربرخی موارد نظیر ویتنام این خود واشنگتن بود که به دنبال بهانه ای برای شروع جنگ بود و حادثه خلیج تونکن که طی آن به ناوشکن آمریکائی حمله شده بود و واشنگتن در پی تنبیه عاملان آن وارد جنگ با ویتنام شد , افسانه ای بیش نیست. از اینها گذشته کاپلان به رهبران آمریکا توصیه میکند که آینده کشورشان را در همکاری با همسایگان نزدیک در آمریکای لاتین و مرکزی جستجو کنند تا اینکه از دوستان خود در برخورد های دریائی با چین در کرانه غربی اقیانوس آرام حمایت نمایند. 
شاید مهم ترین پیام کتاب جدید کاپلان " انتقام جغرافیا" این باشد که دوباره یاد بگیریم تاریخ و جغرافیا دو درسی هستند که آنها را نباید از هم جدا خواند. سیاست یعنی تصور فرهنگ و آدمها در مناطقی با مشخصاتی خاص , به عبارت دیگر درک انطباق فرهنگ مردمی که در جغرافیای خاصی زندگی میکنند با مشخصات اقلیمی سرزمینشان . 
مطالعه همزمان و هم آهنگ تاریخ و جغرافیا احتمالاً پیام مهم این کتاب است. لحن کتاب نشان دهنده آن است که کاپلان انتظار ندارد سیاستمداران آمریکا در آینده نزدیک بتوانند مقولات تاریخ و جغرافیا را توامان درک کنند. هر قدر تصمیم گیران آمریکائی با جغرافیا آشنا تر باشند ( دراین خصوص هم تردید وجود دارد) به همان اندازه از درک خصوصیات فرهنگی و دینی و مذهبی مردم دیگر کشورها عاجزند. 

« انتقام جغرافیا، نقشه ها در مورد کشمکش های آینده و نبرد علیه سرنوشت چه می گویند»

«رابرت دی . کاپلان»،

  «رابرت دی . کاپلان»، روزنامه نگار و نویسنده سرشناس آمریکایی  در کتاب جدید خود با عنوان « انتقام جغرافی، نقشه ها در مورد کشمکش های آینده و نبرد علیه سرنوشت چه می گویند» تاریخ مناطق بحران زای جهان را از منظر برتری ها و نقاط ضعف جغرافیایی آنها بررسی کرده است .
 او بخش های مهمی از این کتاب را به ایران که به تعبیر وی اولین ابرقدرت جهان باستان بوده و همینطور کشورهای قدرتمند امروزی مثل روسیه و آمریکا اختصاص داده است.
 
«رابرت کاپلان» در این کتاب تاثیر موقعیت جغرافیایی بر سرنوشت هر کشور را بررسی کرده و توضیح می دهد که چگونه آموختن از تاریخ می تواند به پیشگیری از بروز بحران و جنگ در آینده کمک کند .
 
«هدر ماهر» گزارشگر در واشینگتن،  پیش از انتشار این کتاب با « رابرت دی. کاپلان» گفت وگویی انجام داده است:
 
شما در کتاب خود می گویید که جغرافیا مهمترین عنصر شکل دهنده به تاریخ بشریت است و موقعیت جغرافیایی یک کشور یا حکومت بیش از هر عامل دیگری در تعیین سرنوشت آن موثر است. چرا جغرافیا تا این حد در حیات یک کشور مهم است؟
 
رابرت کاپلان: چون جغرافیا موقعیت هر کشور یا حکومت را در نقشه منطقه تعیین می کند، نقاط ضعف و آسیب پذیر و در عین حال فرصت ها و برتری های آن را تعیین می کند. به عنوان مثال بریتانیا یک جزیره بزرگ است و به همین خاطر قرن های متمادی هیچ هراسی از حمله زمینی به مرزهای آن کشور نداشت. طی صدها سال بدون هیچ تهدیدی توانست در داخل مرزهای خود با آرامش توسعه پیدا کند و این یکی از عوامل مهم در پیدایش دمکراسی در این قلمرو و گسترش آن به سایر نقاط جهان است .
 
مثال دیگر نقشه ایالات متحده آمریکا است. مناطق سواحل شرقی آمریکا بسیار پرجمعیت و در عین حال از نظر جغرافیایی و تعیین قلمرو ایالت ها به شدت تفکیک شده است.
 
سواحل شمال شرقی آمریکا خلیج های آرام زیادی دارد که همه برای احداث بنادر و شهرهای بندری مناسب بوده اند. به همین خاطر اولین نقاط استقرار مهاجران در این بخش از سواحل آمریکا شکل گرفت . اما در سواحل طولانی قاره آفریقا چنین نقاطی که برای احداث شهرهای بندری مناسب باشند به ندرت وجود دارد و به همین خاطر توسعه در این قاره بسیار کند صورت گرفته است .
 
و یا اگر روسیه را در نظر بگیریم می بینیم که این کشور از نظر عرض جغرافیایی سرزمین بسیار پهناوری را در بر می گیرد با این همه مرزهای طبیعی بسیار کمی دارد و از چندین نقطه در برابر حملات آسیب پذیر است. این یکی از عوامل بسیار موثر در احساس ناامنی و بی اعتمادی است که جزو خصوصیات تاریخی ملت روسیه است.
 
شما ایران را به خاطر موقعیت جغرافیایی و هویت آن «اولین ابر قدرت جهان باستان» لقب داده اید. معنای آن دقیقا چیست؟
 
کشور ایران به خوبی با منطقه جغرافیایی که فلات ایران می نامیم انطباق دارد. شاید خیلی عادی به نظر برسد ولی یک مورد بسیار ویژه و استثنایی است. به عنوان مثال کشور عربستان سعودی تمام قلمرو شبه جزیره عربستان را شامل نمی شود و یا کشورهای دیگر خاورمیانه مثل عراق، سوریه و یا لیبی همه براساس تقسیم بندی های قراردادی و کشیدن مرزهای مصنوعی شکل گرفته اند.
 
اما در مورد محدوده جغرافیایی ایران هیچ عامل قراردادی یا مصنوعی وجود ندارد. ایران کشوری است که براساس قلمرو یک فلات قاره مشخص شکل گرفته است . در شمال این فلات قاره دریای خزر با منابع بزرگ نفت و گاز هستند. بنابراین کشور ایران که در این فلات قاره شکل گرفته صاحب بخش مهمی از منابع انرژی در منطقه خاورمیانه است.
 
در شمال شرقی ایران همه راه ها به آسیای میانه ختم می شوند. هیچ کشور دیگری در خاورمیانه چنین موقعیتی ندارد و در غرب ایران با بین النهرین یا عراق امروزی همجوار است. یک چنین موقعیتی از نظر جغرافیایی بسیار مستحکم است .
 
ایران از یک چنین موقعیت طبیعی و جغرافیایی مستحکم به خوبی بهره مند بوده و طی هزاره های گذشته فرهنگ، تمدن و امپراطوری های نیرومندی خلق کرده است . از مادها، پارت ها و هخامنشی ها گرفته تا ساسانیان و دیگران و امروزه نیز جمهوری اسلامی ایران بر یک چنین موقعیتی تکیه زده است.
  
هدف اصلی شما از نگارش این کتاب و پیامی که برای خوانندگان در بر دارد چیست؟ خوانندگان از مطالب این کتاب در مورد نقش جغرافیا در سرنوشت کشورها و همینطور حوادث و تغییراتی که در آینده ممکن است روی دهد چه نکاتی در خواهند یافت؟
 
هدف من از این کتاب این بوده که به خوانندگان نشان دهم که جغرافیا برای هر کشور و یا ملتی بسیار مهم است. وضعیت و موقعیت جغرافیایی برای توانایی ها و موقعیت هر کشوری حد و مرز تعیین می کند و حتی بر رفتار و شخصیت ملی هر کشور و ملتی تاثیر می گذارد 



 
 

  
; ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ۱۳٩۳