هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

آموزش جغرافیا در چنبره بی حیایی علمی( نمایشی در 3 اپیزود)

پرده اول : از من می ترسی یا از خدا؟

وقتی بچه بودیم برای سرگرمی و گذران اوقات فراغت دو نفری روبروی هم می نشستیم و یکی می پرسید از من می ترسی یا از خدا؟ و ما هم که اعتقادات مان بسیار راسخ و غیر قابل تردید بود می فرمودیم از خدا . بعد آن یکی می گفت اگه فوتت کردم نترسی ها .بعدهم محکم فوت می کرد تو صورت ما و به طور طبیعی پلک ها به هم می خورد و قیافه ظفرمند طرف مقابل و بور شدگی چهره مغبون ما غیر قابل توصیف بود و بقیه ماجرا . بعد ها یاد گرفیتم  که برای خلاصی از این وضعیت نا مطبوع، وقتی یکی این سوال را تکرار می کرد که "از من می ترسی یا از خدا" با طمانینه و نگاهی عاقل اندر سفیه در حالی که برو بر خیره در چشمانش نگاه می کردیم می فرمودیم از آدم بی حیا .


پرده دوم: کشتی توفان زده برنامه ریزی درسی و آقایان اساتید محترم دانشگاهی

حتما ماجرای مدرسه اژدها کشی را شنیده اید. می گویند در روزگاران بسیار دور درکشور چین مدرسه ای تاسیس شد که بر سر در آن نوشته بودند . این مدرسه به فارغ التحصیلان خود گواهی نامه معتتبر اژدها کشی می دهی و بسیاری هم به ذوق کسب علم و معرفت و اخذ گواهی نامه معتبر اژدها کشی و بد ست آوردن شغلی به انجا مراجعه کردند و ثبت نام نمودند و پس از فراغت از تحصیل با دریافت گواهی مربوطه وکلاه ویژه اژدها کشی واردبازار کار شدند.ابتدا دفتر و دستکی علم کردند و آگهی های دادند و توانایی های خود را عرضه کردند. پس چند صباحی بدون آنکه کسی به انها مراجعه کند و کاری ارجاع دهد و از آنجا که آدمهای متواضعی شده بودند  تصمیم گرفتند خود به سراغ کار بروند.از این روستا به ان روستا می رفتند و از مردم می خواستند اگر در روستایشان اژدهایی وجود دارد. به آنها بگویند تا شکارش کنند . اما دریغ از یک اژدها. بعداز مدتی دست از پا دراز تر به مدرسه برگشتند و به مدرسان خود اعتراض کردند که این علم که به ما آموختید کاربردی ندارد. یکی از معلمان آن مدرسه در جوابشان گفت ما خودمان هم بعد از فارغ التحصیلی همین مشکل را داشتیم و چون اژدهایی برای شکار نیافتیم به سراغ تاسیس این مدرسه آمدیم. و بقیه ماجرا . حالا حکایت مدرسان برنامه ریزی درسی در دانشگاههای ما هم به نظر می رسد خیلی مشابهت داردبا این ماجرا . انگار جملگی مدرس مدرسه اژدها کشی هستند. هیچ کدام به خود زحمت نمی دهند تا کنکاشی کنند ببینند چه اتفاقی در حوزه برنامه ریزی درسی دراین چند سال اخیر افتاده است.

 

پرده سوم:  رنگ زردم را ببین برگ خزان را یاد کن           با بزرگان کم نشین افتادگان را یاد کن

حالا آموزش جغرافیا گرفتار چنین وضعتی شده است. عده ای که چندان ارزشی برای آبروی علمی خود قائل نیستند و یا اساسا...... قرار است سکان آموزش جغرافیا را به دست بگیرند و با عنوان مطالعات اجتماعی، کلمه تاریخ و جغرافیا را از ادبیات برنامه های درسی حذف کنند. برنامه ای نوشته اند که بسیار شبیه حب حاج حسین در عطاری های قدیم است . از من نخواهید در مورد آن حب توضیح دهم اگر علاقه مند بودید به یک عطاری قدیمی مراجعه فرمایید. اما همین کافی است که بگویم آن حب معجزه می کرد و در هر شرایطی می توانست مشکل گشا باشد . به درد هر بیماری می خورد . برنامه درسی مطالعات اجتماعی هم از همین دست است . برای نظام آموزش4،3،5  نوشته شده حالا ادعا دارد که در نظام 3،3،6 قابل استفاده است  و اگر فردا ی روزگار کسانی به دنبال نظام آموزشی 1،4،7یا 2،2،8 هم باشد باز این برنامه را مطلوب می دانند. اما اصل ماجرا چیست .چند فارغ التحصیل مدرسه اژدها کشی پیدا شده اند که مدعی اند . به چه مدعی اند ؟ خدا می داند.البته خداوند باریتعالی نشانه هایی هم برایشان فرستاد اما هنوز باور نکردند.

 در بین سه شاخه تاریخ ، جغرافیا و علوم اجتماعی تنها گروه اخیر به دلیل قرابت عنوانی با موضوع مطالعات اجتماعی در برنامه های درسی موافقند . علتش در این است که چند دهه اخیر به جهت در سایه بودن آموزش های علوم اجتماعی در دوره ابتدایی ( در کتاب تعلیمات اجتماعی دوره ابتدایی 2 سهم از 5 سهم برنامه درسی به تاریخ ، دو سهم به جغرافیا و یک سهم به تعلیمات مدنی اختصاص داشت) حال فرصت را مناسب شمرده اند.تا جبران مافات کنند.در حالی که غافل از آنند که مطالعات اجتماعی با برنامه درسی نگاشته شده  و بر روی سایت  نهاده این گروه ، بسیار کمتر از گذشته برای آنان فرصت عرضه اهداف درسی قصد شده شان  را فراهم خواهد کرد. قصور برنامه ریزان قبلی علوم اجتماعی ، تعلیمات مدنی ؛ مطالعات اجتماعی ، سیاست مدن ، تدبیر منزل و یا هر عنوان دیگری که بر آن بنهیم. سبب وضعیت نابسامان اجتماعی امروز شده است. کافی است نگاهی به آمار طلاق در جوامع شهری و یا مدت انتظار رسیدگی به پرونده های قضایی بیندازیم تا باورمان بشود که برنامه های درسی اگر به درستی طراحی و آزمایش نشوند . در درازمدت خسارت بار خواهند بود. چرا که از قدیم گفته اند الدرس فی الصغر کل النقش فی الحجر.

 

ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی       این ره که تو می روی به ترکستان است.

از ما گفتن بود و بس

  
; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ آذر ۱۳٩٠