هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

چهار روز در کویر های مرکزی ایران 1

سال 72  وقتی مسافرتی رفتیم به دشت کویر با برخی از دوست که حالا در بین ما نیستند و به رحمت خدا رفته اند . ، گزارشی نوشتم با عنوان ( 36 ساعت زیر مدار 36 درجه ) که عنوان آن به مذاق دوستان خوش نیامد و آن را ژول ورنیتسی ( بر وزن ژورنالیستی)خواندند.حالا گزارشی را بخوانید با عنوان چهار روز در کویر های مرکزی ایران

.سفری که در وهله اول به نظری برخی ناممکن و به تعبیر برخی نهایت حماقت بود که در گرمای خرداد ماه ، چرا به جای صفحات پر جاذبه شمال و یا حداقل مناطق خوش آب و هوای کردستان و آذربایجان چنین مسیری را انتخاب کرده ایم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


. به هر حال راه افتادیم به همراه جوادیان تاریخ دان ( که خداوند نازک ونارنجی تر از این موجود را در عالم نیافریده  و با یک خار بیابان که به پایش رفت به حالت اغما افتاد و مرا به یادی شبی در کابل انداخت که با سادگی تمام مراقبت می کردم از بین نرود  و بعدها چه قدر شماطت کردم خودم را از این ساده دلی) ، الوندی زیست شناس( که هیچ کارش به زیست شناس ها نرفته الا شستن دستهایش قبل از صرف غذا ) و همتی مختصص تصویر سازی کتب درسی ( نازنین موجودی که قلبی به بزرگی دریای تتیس دارد و ما هم از بستر همین دریا عبور کردیم)و البته دکتر شایان عزیز که به شکل مجازی با ما سفر می کرد و با پیامک هایش مدام مارا می پایید!!!

 

سه شنبه 14 خرداد 87 ساعت 5 صبح راه افتادیم اما تا از تهران خارج شویم شد ساعت 7:30 .مراسم اولین صبحانه سفر در رباط کریم برگزار شد و 8:30 راه افتادیم به سمت قم و گذشیتم از کاشان و نطنز و بادرود و اردستان و رسیدیم به نایین.

 بعد از صرف ناهار که خود ماجرایی دارد ناگفتنی و ناشنیدنی.بعد از ظهر از عقدا ، اردکان ، میبد ، اشکذر ، و یزد عبور کردیم و در هر شهر هم چند لحظه ای توقف .

 

 

 

 شب را با احتیاط این که ممکن است در کوهبنان مکان مناسبی برای اقامت نیابیم در بافق ماندیم و چه سخت اشتباه کردیم.فرصت بدست آمده  پس از استقرار در خانه معلم بافق صرف بازدید از مقبره پیر مراد برادر وحشی بافقی و شهرک آهنشهر  متعلق به صنایع سنگ آهن بافق شد و انصافا در دل بیابان مکانی بی بدیل فراهم کرده اند.

چهارشنبه 15خرداد 87 : 5:30 صبح راه افتادیم به سمت کوهبنان  جایی که اولین بار بود می دیدم و بعد از دیدنش فهمیدم که در مورد آن اشتباه کرده بودم . بسیار شبیه خوانسار است به همان طراوت هوا و سرسبزی و البته که در آن ساعت صبح نمی توان در مورد تمام روزش قضاوت نمود . با این حال به آن عنوان نگین کویر های مرکزی را اعطا کردیم !!!!هم تا رسیدن به کوهبنان و هم بعد از آن کمتر جنبده ای را می شد به چشم دید شاید از عادت های مردمان این مناطق باشد که بیهوده بیرون از منزل نیایند ونباشند ( عادت ناپسندی که جوامع شهری به آن مبتلا یند.)

بعد از صبحانه در کوهبنان به روستای طرز رسیدیم که وصف سرو های 2000 ساله آن را شنیده بودم .با اینکه تابلوی بیرون روستا تا حدودی موضوع را تعدیل کرده بود و قدمت سرو ها را 300 سال نوشته بود اما به نظر می رسید این درخت ها مربوط به دوره قاجاریه باشند بنابراین می شود کمتر از 300 سال  با این حال به احترام دوست زیست شناسمان هیچ ادعای را رد نکردیم

 

 

بعداز آن راه افتادیم به سمت راور یا همان راه بر به زبان محلی .تنها چیز دیدنی راور یخدان قدیمی و باز سازی شده ی آن بود که در کنارش مشابه ای جدید از آن معماری ساخته بودند با کاربری متفاوت ( توالت عمومی؟)

از راور تا 180 کیلومتر چیزی نبود الا ریگزار های حاشیه کویر لوت در سمت راست و دیوار های طبیعی زیبا در سمت چپ .

 در ادامه مسیر در ضلع شمالی کویر لوت روستای دیگ رستم با آب گرم معدنیش پذیرای دوستان بود  که فقط دمای آن معدنی بود و نه طمع و نه بوی آن  .ودوستانی که برای رفع خستگی و فرار از گرما در آن دمای بیش از 40 درجه به آب گرم بیش از 50 درجه پناه برده بودند و بالاخره هم معلوم نشده فایده ای هم داشت یا نه .

روستای بعدی نای بند بود با بناهای تاریخی اش که شامل برج و کوشکی می شد که مشابه آن در سایر مناطق بخش های مرکزی ایران دیده می شود. اما نکته جالب تر از معماری این روستا وجود تعداد زیادی کامیون های سنگین بود که بعید به نظر می رسید همگی آنها متعلق به اهالی باشد . بخصوص که وسواس برخی از اهالی در مشایعت شما در تمام طول بازدید  و اقامتتان بیشتر این ایده را در ذهن تقویت می کند که این نقطه دوره مانده از مسیر های پر تردد بیشتر محلی است برای ارائه خدمات ویژه مورد نیاز رانندگان کامیون  !!!!  تا یک روستای تاریخی که علاقه مند به توسعه گردشگری باشد. ناهار در نای بند صرف شد آنهم در محیطی مفرح همراه بابقایای برخی فضولی های گوسفندان و دیدن قیافه دوستانی که بخش عمده ای از عمر گهربارشان را پشت میز نشسته اند.

 

 

 

 

 

  
; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٧