هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

سفر به آذربايجان و گيلان( سفر با خاطره پاره شدن سيم ها)

 

بنايی با داستانی شنيدنی درنزديکی اروميه

نمای شهر اروميه

      

    

و مدرسه ای که در اثر نبود دانش آموز تغيير کاربری داده است!!!!

 

بالاخره بعد ۵ سال امکان سفر به شمال غربی کشور فراهم شد . شايد نگرانی از  برخی چيز ها اين سفر را مسير کرد . روز يکشنبه ۲۴ خرداد صبح زود از تهران راه افتاديم  و ساعت يک بعد از ظهرپس ازپشت سر گذاشتن ماجرای تمام کردن بنزين و پاره شدن سيم کيلومتر به تبريز رسيديم .هتل دريا بعد از گذشت ۱۲ سال همان اتاق را که در سفر قبلی ارائه کرده بود به ما داد .تمام بعد از ظهر صرف رفتن به خسرو شهر - اسکو و کندوان شد که به همت متخصص رايانه ما همه ی عکس ها از بين رفت. شب هم با پيدا کردن الياس صرف حيف و ميل کوفته تبريزی شد. صبح روز دوشنبه به وعده ۵ ساله عبور از درياچه اروميه عمل شد.ساعت   ۵/۹ در اروميه سيم کيلومتر پاره شده را تعمير کرديم و رفتيم سراغ آقای بهروز صمد مطلق که حالا کار ساخت فيلم های مستند را کم کرده و به مشغول زندگيست.

با گشتی در اطراف اروميه شب را در باغ ايشان گذرانديم و صبح بعد از پاره کرده سيم کلاچ و سيم باز کننده درب موتور مراسم سيم پاره کنی را تکميل کرديم . تعمير ماشين تا ساعت ۲ بعد از ظهر برنامه سفر را به تاخير انداخت . بنابراين به طرف سرعين حرکت کرديم .شب و ميهما ن نوازی اهالی سرعين که به درستی با اصول گردشگری آشنا شده اند  خوش گذشت  . صبح روز بعد به طرف انزلی آمديم آن هم با عبور از گردنه حيران و خريدن مقادير متنابهی آت و آشغال از بازار ساحلی آستارا.پيدا کردن ويلا درآخر هفته آن هم در انزلی ماجرايی دارد ناگفتنی. صبح روز ۵ شنبه از مسير کوچصفهان - سنگر و امامزاده هاشم به رودبار رسيديم و بالاخره ساعت ۵/۴ وارد تهران شديم.

عبور از روی درياچه

بقعه شيخ صفی در اردبيل

مرداب انزلی

     

و سرانجام شرور ترين عضو گروه و کلاهی که از دست رفت و به مرداب افتاد

  
; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٢ تیر ۱۳۸٦