هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

لومپنيزم علمی

 

 

لومپنیزم علمی:

 

شاید این مثل را شنیده باشید که می گوید: "چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا"

در روزگاری زندگی می کنیم که مشکلات جانبی زیادی سبب شده است که اصول اخلاقی به تاراج گذاشته شود.

لومپن را شاید نشود به راحتی تعریف کرد اما توصیفش چندان کار مشکلی نیست. تا كنون لومپن را به معناي انگل جامعه،‌ بي هدف و بي آرمان، اهل حزب باد، هوچي،

فرصت طلب، گاهي هم عامي و

 نخود هر آش، يا معجوني از همه ي اين معاني به كار برده اند

 و اما ماجرا:

 روز دوشنبه 21 اردیبهشت در محل کانون فرهنگی شهید مفتح از نمایشگاهی دیدن کردم که عنوان " پتروشیمی و آموزش و پرورش " داشت.چه زحمتی کشیده بودند این همکاران ما و از آن هم مهم تر زحماتی که بچه ها برای تولید دست ساخته ها ی خود کشیده بودند. و با خود م فکر می کردم اگر این انرژی که سرمایه ای لایزال است در جهت مثبتی در برنامه های درسی بکار گرفته می شد. چه تحولی می توانست بوجود آورد.

طی دهه اخیر که در کار برنامه ریزی درسی مشغول بودم ، بار ها و بارها  با این سوال موجه شده بودم که معیار ارتباط میان برنامه های درسی و اساسا اهداف یک نظام آموزشی با مصادیق آن را چگونه می توان معین کرد.؟ در عرصه دانش برنامه ریزی درسی ،اصطلاحی وجود دارد که ناظر بر پاسخگویی به چنین سوالات و شبهاتی است. و متخصصان این دانش آن را با عنوان "تحلیل محتوا " نام می برند.

 

 

 

 معیار های تحلیل محتوا:

تحلیل محتوا یکی از فنون بررسی و نقد مواد آموزشی می باشد. که هدف اصلی آن نشان دادن نقاط ضعف و قوت رسانه های آموزشی مربوطه است.

تحلیل محتوا ، فرایندی است که تحلیل گر سعی می کند با به کار گیری معیار ها و ضوابطی ، کلیه اجزا و عناصر یک برنامه درسی را به دقت مورد مطالعه قرار داده و میزان هم خوانی و هماهنگی اجزای برنامه را با معیار ها ی مذکور مشخص نماید.

ملاک های تحلیل محتوا، عمدتا اصول ، قواعد ونظراتی هستند که مربیان تعلیم و تربیت ( برنامه ریزان آموزشی و درسی ، روانشناسان تربیتی ، جامعه شناسان آموزش و پرورش ، فلاسفه تعلیم و تربیت ، مدیران آموزشی ؛ معلمان ، فناوران آموزشی و ...) سال ها با تفکر ، تحقیق و تدریس کسب و ارائه نموده اند.

یکی از تقسیمات ملاک ها و معیار ها ی تحلیل محتوای برنامه درسی ، طبقه بندی معیار ها بر اساس مولفه های اصلی برنامه ( اهداف آموزشی ، فعالیتها، و تجربیات یادگیری ،روشهای فعال یاددهی-  یادگیری  ، شیوه های ارزشیابی از پیشرفت تحصیلی فراگیرا ، زمان ، فضا ، تجهیزات و توانمندی معلمان ) می باشد. زیرا  وقتی تولید یک برنامه درسی به پایان رسید ؛ انتظار می رود از سوی اربابان اجرای برنامه ( معلمان ) صیقل یا بد و بر مبنای معیار ها و چهار چوبهای معین شده مورد نقد قرار گیرد ، نقاط ضعف آن بر طرف شده و نقاط قوت آن تقویت گردد. به عبارت دیگر ،برنامه ، مجموعه  مفاهیم ، اصول ، مهارتها، ارزشها ، و گرایشهایی است که از سوی برنامه ریزان به منظور تحقق اهداف آموزشی انتخاب و سازماندهی می شود. و این انتخاب و سازماندهی نیز از اصول و ضوابط خاصی تبعیت می کند.

در فرایند تحلیل محتوا یک برنامه می بایست معیار های زیر را در نظر بگیرند:

1.     1- محتوای برنامه باید با اهداف آموزشی هماهنگی داشته باشد.

2-محتوای برنامه باید از درجه بالای اهمیت برخوردار باشد.

3- محتوا باید از اعتبار علمی کافی برخوردار باشد

4-محتوا باید با رشد ذهنی و قدرت درک و فهم  مخاطبین تناسب داشته باشد.

5- محتوا باید با علائق و تجارب  مخاطبین مرتبط باشد

6- محتوا باید برای مخاطبین سودمند باشد.

7- محتوا باید با ارزش های جامعه و مواریث فرهنگی هم سو باشد.

8- محتوا باید با آموخته های قبلی مخاطبین هماهنگ باشد.

9- حجم محتوا باید با زمان در اختیار مجری برنامه تناسب داشته باشد.

10- میان اجزای برنامه ( مفاهیم ، فعالیتها؛ پرسشها ، تمرینهاو...) ارتباط منطقی وجود داشته باشد.

11- در تنظیم محتوا باید میان مطالب ، ارتباط عمودی وجود داشته باشد.

12- در محتوا باید برای مخاطب فرصتهای متنوعی بوجود آید.

13- در تنظیم محتوا باید میان مطالب ارتباط افقی وجود داشته باشد.

14- محتوای برنامه باید با فضا هماهنگ باشد.

15- واژگان بکار گرفته شده در برنامه باید با گنجینه لغات مخاطبین تناسب داشته باشد.

16- محتوا باید برای معلمان نیز قابل درک و  فهم باشد.

17- محتوا باید برای مخاطبین جذاب و بر انگیزاننده باشد.

18- در تنظیم محتوا باید بین نیاز های فردی و نیازهای اجتماعی تناسب وجود داشته باشد.

19- محتوا باید به استقلال آموزشی مخاطبین کمک نماید.

20- محتوا باید جنبه های مختلف رشد مخاطبین ( جسمانی ، عقلانی، روحانی ، اجتماعی ) را مورد توجه قرار دهد.

حال با این بحر طویل قرار است چه نتیجه ای بگیریم؟

سوالی که در دیدار از نمایشگاه پتروشیمی و آموزش و پرورش مطرح شد این بود که :

نسبت برنامه آموزشی فعلی با مقوله پتروشیمی کجاست؟ و اگر هم چنین نسبتی وجود داشته باشد که  قطعا هم دارد ؛ نسبت آن با برنامه درسی جغرافیا کجاست؟

شاید اگر این نمایشگاه به همت برنامه ریزان شیمی تدارک می شد خیلی جای تعجب نداشت. اما در وضعیت فعلی چند حدس می توان زد.

 

 

 

1- حدس خوشبینانه:

 برنامه ریزان و مجریان برنامه های جغرافیا با تاکید بر موضوع علم جغرافیا به عنوان تبیین کننده پراکند گی ها و افتراق های مکانی ، در جهت نمایش این موضوع ارتباط یافته اند . که در این صورت نیز برنامه های فعلی فاقد این رویکرد هستند.

  2-حدس بد بینانه:

 برخی از لومپنیستهای علمی  در فراهم کردن فرصتهای خاص، پیوندی را بین این دو مقوله برقرار کرده اند که چندان پیوند خوردنی هم نیستند.نشانه ای که این حدس را تقویت می کند ، حذف یکی از کتب درسی جغرافیای سالهای قبلی است که در پشت جلد آن تصویری از یک پالایشگاه پتروشیمی بود.

نتیجه : چه کسی مسئول انحراف اهداف آموزشی جغرافیاست؟. کدام بخش از کتب فعلی جغرافیا به موضوع پتروشیمی پرداخته است؟.چطور متولیان نظام آموزشی در بخش اجرا متوجه این انحراف نشده اند؟ و از همه مهمتر نتیجه این کج روی چه خواهد بود؟ امید است با طرح این مساله هر دو طرف ذینفع ( آموزش و پرورش  ؛ پتروشیمی) متوجه این نکته باشند که آلت دست این قبیل لومپنها نشوند.و برنامه ریزان نیز متوجه این نکته باشند که منافع علمی مخاطبین بر هر موضوع دیگری در برنامه های درسی اولی است. و نباید برسر این مهم کوتاه آمد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  
; ساعت ٤:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳۸۳