هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

نگرش سيستمی۵

سازش:

       چنانكه از مفهوم تعادل گرايي بر مي آيد ؛ كميات ضروري در صورتي كه نامتعادل شوند ، اساس سيستم را بر هم خواهند زد. اما در پاره اي از سيستمها علاوه بر داشتن خصوصيات پس خورندگي ، كنترل و تعادل گرايي ؛ ويژگي ديگري نيز وجود دارد كه مي تواند در صورت لزوم دامنه نوسانات كميات ضروري را تغيير داده ، سيستم را با شرايط موجود سازش دهد. اين خاصيت با دو عامل بوجود مي آيد.1- عامل دروني 2- عامل بيروني .

آنچه تا اينجا اشاره شد ، در واقع مقدماتي بود براي درك مفاهيم و اصطلاحات مورد استفاده در نگرش سيستمي .اما براي ورود به بحث اصلي كه به عبارتي بررسي روابط انسان ومحيط از ديد گاه سيستمي است، لازم است موضوع ديگري را نيز روشن كنيم.

گاهي در مباحث فلسفي جغرافيا ، اين گونه عنوان مي شود كه به دليل تشلبه تعاريف ميان علم جغرافيا و علم اكولوژي ، تعيين مرز ميان اين دو علم مشكل است و در بسياري موارد تداخلي در مطالب نگاشته شده در اين دو شاخه مشاهده مي شود. مثلا در تعريف كلي و كلاسيك ؛ جغر افيا را  تبيين كننده روابط متقابل بين انسان و محيط مي دانند.و علم اكولوژي را علمي مي دانند كه روابط بين موجودات زنده و محيط پيرامونش را بررسي مي كند. گاه حتي سخن از حذف يكي از اين دو علم به نفع ديگري نيز مطرح مي شود.اما نكته ظريفي كه در اين دو تعريف امده است . كمتر بدان توجه مي شود آن است كه جغر افيا ( اگر تعريف كلاسيك آن را قبول كنيم)  صرفا انسان را در محيط اطرافش مورد بررسي قرار مي دهد و روابط تاثير و تاثري را در اين بررسي مورد تاكيد دارد.در حاليكه علم اكولوژي  جميع موجودات زنده را لحاظ كرده و تفاوتي ميان آنها قائل نمي شود.و هر يك را به نوبه خود در محيط طبيعي شان مورد توجه قرار مي دهد.در اين منظر ، انسان صرفا يك موجود زنده است با مشخصات فيزيولوژيكي مشخص .به عبارت ديگر اكولوژي بخش زيستي انسان را مورد توجه قرار مي دهد.در حاليكه جغرافيا ، انسان را به عنوان انسان با تمام خصايص و ويژگيهاي خاص و استثنايش نسبت به ساير موجودات زنده مورد نظر دارد.از سوي ديگر محيط در تعريف جغرافيا ، محيط جغرافيايي است و آن محيطي است كه انسان هوشمند از تغيير محيط طبيعي فراهم آورده است.در حالي كه محيط اكولوژيك ، به معني محيط طبيعي و احيانا دست نخورده است. به همين خاطر است كه جغرافيا ، شاخه اي از علم كه به علوم انساني تمايل بيشتري دارد( مرز ميان علوم طبيعي و علوم انساني). در حالي كه اكولوژي يكي ار شاخه هاي علوم زيستي ( طبيعي) است.

واما صورت مساله:

درچه صورت مي توان محيط جغرافيايي ناحيه مفروض A  را از لحاظ زندگي و شكوفايي اقتصادي و اجتماعي مناسب " خوب" دانست؟ عوامل موثر طبيعي و انساني آن را تعيين و با هم در رابطه قرار داده  به صورت " سيستم" يا مجموعه ، تجزيه و تحليل كنيد.

 

تجزيه و تحليل جوامع يك ناحيه يا يك منطقه جغرافيايي معمولا بر پايه يكي از دو جنبه مخالف زير انجام مي شود:

1-   جنبه منطقه اي بر پايه شناخت و نامگذاري و رده بندي هر جامعه به معناي ذات و سپس واردكردن آن جامعه در فهرستهاي انتزاعي

2-   جنبه تجزيه وتحليل محور تغييرات عوامل محيطي كه مكان هر جمعيتي را بر روي محور هاي يك بعدي  يا چند بعدي تغييرات عوامل محيط قرار مي دهند.

از اين رو ابتدا بايد محور هاي اصلي بحث فوق را شناسايي نمود . كه در اين صورت مي توان سه عامل :

1-   انسان         2-   محيط               3-    روابط و تاثيرات متقابل

را دسته بندي نمود و يك به يك مورد بحث قرار گيرد.و آنگاه كه عوامل موثر مورد نظر در بخش دوم سوال معين گرديد ، با نگرش كل گرايانه بر مبناي مفاهيم بكار رفته در بخش اول اين نوشتار ، به پاسخ سوال  تا حدودي نزديك شويم.

اين مقاله كه مقدمات آن را به قصد كمك به همكاران ارائه كردم شامل38 صفحه است كه متاسفانه به علت ضيق وقت امكان تايپ آن را ندارم . اما مفاهيم به كار رفته در بخش اول تا حدودي قادر خواهد بود نياز همكاران را در شناخت بيشتر تفكر سيستمي فراهم نمايد

 

  
; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳