هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

کاربرد رايانه در آموزش جغرافيا- قسمت چهارم

آينده نظام آموزشي در عصر اطلاعات و ارتباطات :

«در دنياي تغييرات سريع ، دانش پژوهان وارثان آينده مي باشند و كساني كه بادانش روز آشنايي ندارند، خود را آماده زندگي در جهاني مي يابند كه ديگر وجود ندارد، آنها نمي توانند به كمك دانش و تجارب خود به حل مسايل و مشكلات روزمره بپردازند .چون ماهيت مسايل امروز با گذشته فرق مي‌كند. لذا راهكارهاي قديمي كارايي و اثربخشي خود را از دست داده و نياز به شناخت و استفاده از ابزار جديد است .اگر احساس مي كنيد نياز به آموختن نداريد ،مطمين باشيد كه عصر كارايي و مفيد بودن شما در حال به سر رسيدن است و به زودي چاره أي به جز خروج از صحنه نخواهيد داشت»[1]  امروزه «بخش آموزش در يك نگاه تقابلي به سه نوع بستر در قالب :

آموزش كلاسيك C-Learning

آموزش الكترونيكي E-Learning

و آموزش نوين حضوري O-Learning

روبه روست و در هر كدام نوع ديگري از ارتباط طرفين آموزش (معلم و متعلم ) مطرح است. تدريس و تحصيل در هر كدام از اين بسترها تغيير نگرش در رفتار آموزشي ،ساختار تحصيلي و ارايه محتوا را مي‌طلبد و استفاده به جا از هركدام از بسترها نيازمند بررسي عميق تري مي باشد. تغيير در رفتار آموزشي و هم چنين در تصوري كه از سيستم آموزشي وجود دارد با نياز به استفاده از محتواي آموزشي بدون وابستگي به زمان و مكان (و فرد مدرس ) همراه شده است و نياز به دسترسي با محدوديت كمتر به اطلاعاتي كه از شبكه هاي مختلف وجود دارد و هم چنين يادگيري سريع تر و (بهتر) عجين شده است. مقايسه انواع آموزش و مقايسه اجباري و دايمي آن با آموزش متعارف ، از يك طرف زمينه را براي به چالش كشيدن و نشان دادن قابليت هاي و يا عدم توانايي هاي هر يك مهيا ساخته است و از طرف ديگر، خصيصه مثبت آموزش هاي نوين با امكانات چند رسانه‌اي خود و عدم وابستگي به حالات روحي موضعي و يا دوره‌اي مدرس (و فراگير) و با ادعاي كيفيت بالاتر و ارايه بهتر دانش (با شعار در اختيار داشتن خصيصه هاي مثبت آموزش حضوري )، متعلم را در شرايط بهتر قرار داده است و معلم را وادار كرده در ارايه تدريس خويش (قدري) فكورانه تر حركت كند ،»[2] به اين ترتيب ما نيز در 4 بعد مي توانيم در آيند ه نظام آموزشي را مورد توجه قرار دهيم .

1- آينده و دانش آموزان در عصر ارتباطات و اطلاعات : در اين دوره كه هم‌اكنون نيز بخشي از آن را طي كرده‌ايم، دانش‌آموزان به دليل فراغت‌هاي ذهني بيش‌تر و آستانه تحمل بالاتر در اين زمينه، پديده هاي نويي دارند كه قادر خواهند بود دست به ابتكارات ارزنده‌اي در زمينه توسعه آنچه كه به آنان معرفي شده است بزنند. اغراق نيست اگر ادعا كنيم كه هم اكنون دانش آموزان از معلمان خود جلو افتاده اند .

2- آينده معلمان در عصر اطلاعات و ارتباطات : طبيعي است كه اگر معلمان نخواهند خود با اين تغييرات هماهنگ نمايند جايگاه خود را متزلزل خواهند يافت .داشتن سواد رايانه‌اي، سواد فناوري و شناخت ادبيات خاص شبكه هاي اطلاع رساني از مقدمات ضروري حرفه‌ي هر معلم در اين عصر است اما نكته‌اي كه نبايد از آن غفلت نمود آن است كه معلمان با توجه به نقش جديدي كه در اين دوران ايفا مي كنند بهتر از هر كسي مي تواند به آموخته هاي فراگيران جهت صحيح داده و از انحراف يادگيري جلوگيري به عمل آورند .نكته ديگر آن كه سرعت توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات به حدي است كه مانند ساير تحولات آموزشي نمي توان انتظار داشت كه معلمان فعلي نظام آموزشي را متاثر نمي سازد بلكه بر عكس تاثير آن بر معلمان موجود در نظام آموزشي بيشتر خواهد بود و يا بيشتر بايد باشد .مسامحه در آماده سازي معلمان براي آشنايي با پيامدهاي عصر اطلاعات ممكن است توسعه اين فناوري را در نسل بعد به تاخير بياندازد .

3-آينده برنامه درسي جغرافيا در عصر اطلاعات و ارتباطات: طبيعتأ‌آموزش جغرافيا نيز همانند ساير آموزش ها از توسعه فناوري در عصر اطلاعات و ارتباطات متاثر خواهد شد و اصراربر حفظ و ضع موجود ناشي از عدم درك چنين فضايي در مقابل روي برنامه ريزان ،معلمان و جغرافيا دانان خواهد بود .اما تجربه ثابت كرده است كه جغرافيدانان به دليل ديد كل نگر و آرايش و سازماندهي ذهني مبتني بر آموزش هاي جغرافيايي در هر موقيعت جديدي توانسته اند از فرصت ها به بهترين نحو ممكن استفاده نمايند و تهديد هاي بيروني را به فرصت هاي دروني تبديل نمايند .شايد از نادر رشته هاي علمي باشد كه سابقه‌اي بسيار ديرينه در پرداختن به موضوع فناوري اطلاعات در مباحث علمي خود دارد در اين مورد مي توان به سنجش از دور(دوركاوي) و سيستم هاي اطلاعاتي جغرافيايي ‌‌G.I.S)) اشاده نمود كه نمو نه هاي آشكاري از ورود فناوري اطلاعات به موضوعات جغرافيايي است و طبيعتأ يكي از راه كارهاي موثر براي ترسيم چشم انداز آينده برنامه هاي درسي جغرافيا د رعصر اطلاعات ,پرداختن به موضوعاتي از اين دست مي باشد .

          4-آينده مدارس در عصر اطلاعات و ارتباطات : شايد شما هم اصطلاح مدارس بدون ديوار يا كلاس‌هاي on line را شنيده باشيد .شايد هيچ عبارتي به اندازه مدارس بدون ديوار نتواند چهر ه آينده مدارس در عصر اطلاعات  را به خوبي ترسيم كند .مدارسي كه در چند سال آينده به وجود خواهند آمد در محدوده فيزيكي مدارس فعلي نخواهند گنجيد. طبيعتأ در محدوده برنامه هاي درسي فعلي نيز جاي نمي گيرند و دانش آموزان اين مدارس در سطح دانش معلم هاي خود نيز متوقف نخواهند شد و به سرعت ثانيه‌اي مي توانند در اقصي نقاط جهان دست به تعامل و هم انديشي در مورد موضوعات مورد علاقه خود بزنند .«مدارس بدون ديوار ،مدارس قرن 21 هستند .چنان چه ايده تلويزيون دوسويه (Interaction tv) عملي شود (كه قرار بود تا سال 2000عملي شود و در حال حاضر امكانات تكنولوژيكي آن وجود دارد). دانش آموزان خواهند توانست با يك ارتباط دو طرفه تلويزيوني با معلم يا مراكز آموزشي گوناگون، آموزش ببينند و بدين ترتيب نيازي به حضور در مدرسه نباشد .در حال حاضر  نيز ارتباط روي خط (on line) با اشخاص در سراسر گيتي ، دانش‌آموزان را قادر مي‌سازد كه فهم خود را از جهان و جايگاه خود در جهان توسعه دهند. اتصال دانش آموزان به شبكه هاي جهاني با داشتن يك رايانه خانگي (pc) يك دستگاه مودم ، براستراتژي هاي تدريس و يادگيري تاثير خواهند گذاشت و ضمن افزايش علاقه آنان به يادگيري برديدگاه هاي آنان درمورد شباهت ها و تفاوت هاي فرهنگي، زبان ، جغرافيا ، محيط و سياست موثر خواهدبود. توانايي شبكه هاي جهاني در استفاده از مستقيم افراد از اطلاعات چاپ نشده و فيلتر نشــده (un fillered) موجب شده است كه تماس هاي اجتماعي و اقتصادي –سياسي قابل توجهي ميان مردم شكل بگيرد و اطلاعات به شكل واقعي تر، مشخص تر و قوي تر در اختيار مردم قرار گيرد. در اين باره خبري كه چندي پيش در روزنامه ها درج شده است، قابل توجه است . (دو دانش آموز آمريكايي با استفاده از شبكه اينترينت موفق به ساخت بمب ناپالم شدند ). پيتر داركر در ترسيم مدارس فردا يعني جامعه پس از سرمايه داري (post Captalism) و نظام آموزشي جامعه دانش مدار و محصل مدار (Student Center) آينده مي گويد: در مدارس فردا، دانش آموزان، خود آموزگار و راهنماي خويش خواهند بود و از برنامه هاي رايانه‌اي نيز به عنوان ابزار كار تعليم بهره مند خواهند شد. در واقع دانش‌آموزان هر چقدر جوان تر باشند، رايانه براي آنها جاذبه بيش‌تر و كاربرد فراوان‌تري خواهد داشت و با موفقيت بيش‌تري در خدمت هدايت و تعليم آن‌ها خواهند بود. وي در جاي ديگري به عوض شدن نقش هاي معلم و شاگرد در نظام آموزشي آينده اشاره مي كند و مي‌گويد: در حال حاضر مواد درسي و موضوعاتي مانند :خواندن و نوشتن رياضيات ، هجي كردن لغات ، رويدادهاي تاريخي ، زيست شناسي و حتي زمينه هاي پيشرفته‌اي چون جراحي اعصاب ، تشخيص طبي و بسياري از رشته هاي مهندسي را به بهترين نحو مي توان از طريق برنامه هاي نرم افزاري رايانه‌ا‌ي فرا گرفت. معلم در اين نظام ، جامع علوم نيست و فقط نقش ايجادكننده انگيزه ، هدايت‌گري و تشويق دانش‌آموزان را بر عهده دارد .»[3]

بنابراين در آينده‌اي نه چندان دور با مدارسي روبه رو خواهيم بود كه وجود خارجي ندارند اما دانش‌آموزان واقعي، برنامه‌هاي درسي واقعي را دريافت مي‌كنند و معلماني خواهيم داشت كه هرگز به شكل مستقيم دانش‌آموزانشان را نمي بينند. در چنين مدارسي، دانش آموز از محل زندگي خود در هر ساعت از شبانه روز مي تواند آموزش هاي مورد نظر خود را دريافت كند .آيا اين مدارس در انجام وظايف خود موفق خواهند بود ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - مروري بر مقوله آموزش در عصر ارتباطات و آشنايي با اصول و انتظارات از يك سيستم آموزش الكترونيكي كارآمد، فرهاد دولت‌آبادي، اولين همايش آموزش الكترونيكي، خرداد 82، ص 3.

[2] - C-Learning, E-Learning, O-Learning ، دكتر نادر حقاني، اولين همايش آموزش الكترونيكي، خرداد 82، ص 29.

[3]- قرن اطلاعات و جامعه مجازي ،ابوالفضل ذوالفقاري ،مجله سروش سال نوزدهم شماره 834.ص8به نقل از دراكر ،پيتر ،اف .جامعه پس از سرمايه داري ترجمه محمود طلوع .موسسه خدمات فرهنگي رسا .تهران 1374.

  
; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٢