هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

معرفی یک معلم یا دعای معلم جغرافیا

طی سال های 86 و 87 دو بار سفر کردم به کابل و خاطرات گرانقدری از آن سفر ها همیشه همراهم خواهد ماند از صفا و صمیمیت این مردم بی همتا .اگر چه در ایران خاطره خوشی از این میهمانان در اذهان نیست . یکی از مطالب خواندنی در این ایام متنی بود با عنوان دعای معلم جغرافیا که بی ارتباط با مطالب این صفحه نیست . سبکی به زیبایی زبان دری دارد و شیواست. شما هم بخوانید و هر قسمت را هم که نپسندید نادیده بگیرید

اول شرح از احوال نویسنده:

محترم دکتور غلام حیدر یقین در سال 1332 خورشیدی در هرات دیده به دنیا گشود. تحصیلات ابتدایی را در مکتب جمعیت سروستان ولیسه را در لیسهء جامی هرات بیابان رساند. در سال 1354 از رشته ء زبان و ادبیات دری پوهنحی ادبیات پوهنتون کابل لیسانس گرفت. مدت 16 سال در موسسهء عالی تربیهء معلم هرات و انستیتوت پیداکوژی کابل به صفت استاد زبان و ادبیات دری ایفای وظیفه نمود. در سال 1371 اط انستیوت خاور شناسی اکادمی علوم جمهوری تاجیکستان از رشتهء زبان و ادبیات دری دیپلوم دکترا را به دست آورد.

این رساله ها تا کنون از وی به به چاپ رسیده است:
1 ـ تاریخ ادبیات دری دورهء سامانیها
2 ـ تاریخ ادبیات دری دوره غزنویها
3 ـ متن های منشور قدیم دری
4 ـ تاریخ ادبیات دری از سلجوقیان تا آل کرت هرات
5 ـ حماسه سرایی در روزگار سامانیها
6 ـ برگزیده هایی از آثار مترقی جهان
7 ـ تراژیدی رستم و سهراب
8 ـ عیاران و کاکه های خراسان در گسترهء تاریخ (که از طریق وزارت اطلاعات و کلتور برندهء جایزهء ادبی گردیده است.)
9 ـ بازتاب منشهای انسانی در شاهنامه فردوسی (چاپ اکادمی علوم)
10 ـ برگزیده هایی از آثار منشور کلاسیک ادب دری
11 ـ بازتاب آیین عیاری و جوانمردی در ادبیات دری
12 اندیشه های رنگین (مجموعهء مقالات)
13 اندرزنامه ء فردوسی

در صنف نهم لیسه جامی هرات درس  میخواندم  . دقیق به یادم نیست،شاید  سال ۱۳۴۶ خورشیدی  بوده  باشد. معلم جغرافیایم  حاجی اکبر خان  بود . َآدم سیاسی  نبود، از سیاست  و سیاست بازی بدش می َآمد ومعتقد بود که با ید در جای مردان سیاسی درخت کاشت، تا هوای کشورش تازه شود .

معلم ما چشم سبز بود و قدی کشیده وجثۀ ضعیف داشت وکلاه پوست  قره قلی کهنۀ را می  پوشید وهر روز ریشش را چپه تراش می کرد. معلم جغرافیایم  بسیا رآهسته وَآرام صحبت میکرد و هر وقت که خوش خوی وسر حال می بود، نصیحت گونه  میگفت :

 

ادامه مطلب   
; ساعت ۸:٥٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸


سفر های مجانی به نقاط دور و نزدیک دنیا

اگر علاقه مند به سفر آن هم از نوع مجانی آن هستید حتما سری به این آدرس بزنید حتما راضی خواهید شد

  
; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸


تشکیل اولین انجمن ژئومورفولوژی ایران

روز 4 شنبه 14 بهمن ماه سال جاری مراسم انتخابات اولین انجمن علمی ژئومورفورلوژی ایران در محل دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران برگزار شد . جزئیات بیشتر و اسامی هئیت مدیره  رادر بخش اخبار مجله رشد آموزش جغرافیا خواهید خواند

  
; ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸


خیام اگر ز باده مستی خوش باش

 

یکی از دوستان ایمیلی را برایم ارسال کرده است که حیفم آمد شما از آن بی بهره شوید

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

                               با ماه رخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت هستی ما نیستی است

                             انگار که نیستی چو هستی خوش باش

این عکسی است که فضاپیمای وویجر از زمین گرفته است. عکسی که زمین را در فضای بیکران نشان می دهد.  کارل ساگان فضانورد آمریکایی کتابی با همین عنوان نوشته است. در قسمتی از این کتاب می خوانیم:دوباره به این نقطه نگاه کنید.

همین جاست. خانه اینجاست. ما اینجاییم. تمام کسانی که دوستشان دارید٬ تمام کسانی که می شناسید٬ تمام کسانی که تابحال چیزی در موردشان شنیده اید٬ تمام کسانی که وجود داشته اند٬ زندگی شان را در اینجا سپری کرده اند. برآیند تمام خوشی ها و رنج های ما در همین نقطه جمع شده است. هزاران مذهب٬ ایدئولوژی و دکترین اقتصادی که آفرینندگانشان از صحت آنها کاملا مطمئن بوده اند٬ تمامی شکارچیان و صیادان٬ تمامی قهرمانان و بزدلان٬ تمامی آفرینندگان و ویران کنندگان تمدن٬ تمامی پادشاهان و رعایا٬ تمامی زوج های جوان عاشق٬ تمامی پدران و مادران٬ کودکان امیدوار٬ مخترعان و مکتشفان٬ تمامی معلمان اخلاق٬ تمامی سیاستمداران فاسد٬ تمامی «ابرستاره ها»٬ تمامی رهبران کبیر٬ تمامی قدیسان و گناهکاران در تاریخِ گونه ما٬ آنجا زیسته اند٬ در این ذره غبار که در فضای بیکران در مقابل اشعه خورشید شناور است. زمین ذره ای خرد در مقابل عظمت جهان است.

زمین تنها جای شناخته شده است که قابلیت زیست دارد. هیچ جایی نیست٬ حداقل در آینده نزدیک که گونه بشر بتواند به آنجا مهاجرت کند. مشاهدات٬ بله٬ استقرار٬ هنوز نه. خوشتان بیاید یا نه٬ زمین تنها جایی است که می توانیم روی پای مان بایستیم. گفته شده که فضانوردی تجربه ای است شخصیت ساز که فرد را فروتن می سازد. شاید هیچ تصویری بهتر از این٬ غرور ابلهانه و نابخردانه نوع بشر را در دنیای کوچکش به نمایش نگذارد. برای من٬ این تصویر تاکیدی است بر مسئولیت ما در جهت برخورد مهربانانه تر ما با یکدیگر٬ و سعی در گرامی داشتن و حفظ کردن این نقطه آبی کمرنگ٬ تنها خانه ای که تاکنون شناخته ایم.

 

  
; ساعت ٦:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸۸