هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

ارتباطات در افغانستان(نمونه ای از مطالب جغرافيای تاريخی)

در اين قسمت مطالبی را در مورد تاريخچه ارتباطات در افغانسان می يابيد . به عنوان يک معلم جغر افيا  قطعا برايتان جالب خواهد بود.

  
; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۳


مطالبی در مورد نگرش سيستمی

اگر مطالب مربوط به نگزش سيستمی که در ۵ قسمت قبلا ارائه شد مورد استفاده قرار گرفته است و مايليد همه مطالب را يکجا دريافت کنيد ؛ اينجا را کليک کنيد

  
; ساعت ٧:٢٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٩ مهر ۱۳۸۳


مطالبی در باب تفکر سيستمی

اگر مطالبی در مورد تفکر سيستمی نياز داريد اينجا را امتحان کنيد.

  
; ساعت ۸:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۳


مقاله ای در مورد زلزله

مقاله نسبتا جامعی در مورد زلزله را در اينجا خواهيد يافت

  
; ساعت ٧:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ مهر ۱۳۸۳


نگرش سيستمی۵

سازش:

       چنانكه از مفهوم تعادل گرايي بر مي آيد ؛ كميات ضروري در صورتي كه نامتعادل شوند ، اساس سيستم را بر هم خواهند زد. اما در پاره اي از سيستمها علاوه بر داشتن خصوصيات پس خورندگي ، كنترل و تعادل گرايي ؛ ويژگي ديگري نيز وجود دارد كه مي تواند در صورت لزوم دامنه نوسانات كميات ضروري را تغيير داده ، سيستم را با شرايط موجود سازش دهد. اين خاصيت با دو عامل بوجود مي آيد.1- عامل دروني 2- عامل بيروني .

آنچه تا اينجا اشاره شد ، در واقع مقدماتي بود براي درك مفاهيم و اصطلاحات مورد استفاده در نگرش سيستمي .اما براي ورود به بحث اصلي كه به عبارتي بررسي روابط انسان ومحيط از ديد گاه سيستمي است، لازم است موضوع ديگري را نيز روشن كنيم.

گاهي در مباحث فلسفي جغرافيا ، اين گونه عنوان مي شود كه به دليل تشلبه تعاريف ميان علم جغرافيا و علم اكولوژي ، تعيين مرز ميان اين دو علم مشكل است و در بسياري موارد تداخلي در مطالب نگاشته شده در اين دو شاخه مشاهده مي شود. مثلا در تعريف كلي و كلاسيك ؛ جغر افيا را  تبيين كننده روابط متقابل بين انسان و محيط مي دانند.و علم اكولوژي را علمي مي دانند كه روابط بين موجودات زنده و محيط پيرامونش را بررسي مي كند. گاه حتي سخن از حذف يكي از اين دو علم به نفع ديگري نيز مطرح مي شود.اما نكته ظريفي كه در اين دو تعريف امده است . كمتر بدان توجه مي شود آن است كه جغر افيا ( اگر تعريف كلاسيك آن را قبول كنيم)  صرفا انسان را در محيط اطرافش مورد بررسي قرار مي دهد و روابط تاثير و تاثري را در اين بررسي مورد تاكيد دارد.در حاليكه علم اكولوژي  جميع موجودات زنده را لحاظ كرده و تفاوتي ميان آنها قائل نمي شود.و هر يك را به نوبه خود در محيط طبيعي شان مورد توجه قرار مي دهد.در اين منظر ، انسان صرفا يك موجود زنده است با مشخصات فيزيولوژيكي مشخص .به عبارت ديگر اكولوژي بخش زيستي انسان را مورد توجه قرار مي دهد.در حاليكه جغرافيا ، انسان را به عنوان انسان با تمام خصايص و ويژگيهاي خاص و استثنايش نسبت به ساير موجودات زنده مورد نظر دارد.از سوي ديگر محيط در تعريف جغرافيا ، محيط جغرافيايي است و آن محيطي است كه انسان هوشمند از تغيير محيط طبيعي فراهم آورده است.در حالي كه محيط اكولوژيك ، به معني محيط طبيعي و احيانا دست نخورده است. به همين خاطر است كه جغرافيا ، شاخه اي از علم كه به علوم انساني تمايل بيشتري دارد( مرز ميان علوم طبيعي و علوم انساني). در حالي كه اكولوژي يكي ار شاخه هاي علوم زيستي ( طبيعي) است.

واما صورت مساله:

درچه صورت مي توان محيط جغرافيايي ناحيه مفروض A  را از لحاظ زندگي و شكوفايي اقتصادي و اجتماعي مناسب " خوب" دانست؟ عوامل موثر طبيعي و انساني آن را تعيين و با هم در رابطه قرار داده  به صورت " سيستم" يا مجموعه ، تجزيه و تحليل كنيد.

 

تجزيه و تحليل جوامع يك ناحيه يا يك منطقه جغرافيايي معمولا بر پايه يكي از دو جنبه مخالف زير انجام مي شود:

1-   جنبه منطقه اي بر پايه شناخت و نامگذاري و رده بندي هر جامعه به معناي ذات و سپس واردكردن آن جامعه در فهرستهاي انتزاعي

2-   جنبه تجزيه وتحليل محور تغييرات عوامل محيطي كه مكان هر جمعيتي را بر روي محور هاي يك بعدي  يا چند بعدي تغييرات عوامل محيط قرار مي دهند.

از اين رو ابتدا بايد محور هاي اصلي بحث فوق را شناسايي نمود . كه در اين صورت مي توان سه عامل :

1-   انسان         2-   محيط               3-    روابط و تاثيرات متقابل

را دسته بندي نمود و يك به يك مورد بحث قرار گيرد.و آنگاه كه عوامل موثر مورد نظر در بخش دوم سوال معين گرديد ، با نگرش كل گرايانه بر مبناي مفاهيم بكار رفته در بخش اول اين نوشتار ، به پاسخ سوال  تا حدودي نزديك شويم.

اين مقاله كه مقدمات آن را به قصد كمك به همكاران ارائه كردم شامل38 صفحه است كه متاسفانه به علت ضيق وقت امكان تايپ آن را ندارم . اما مفاهيم به كار رفته در بخش اول تا حدودي قادر خواهد بود نياز همكاران را در شناخت بيشتر تفكر سيستمي فراهم نمايد

 

  
; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ مهر ۱۳۸۳


نگرش سيستمی۴

برخي از اصطلاحات تفكر سيستمي:

1-    پس خورندگي : اين حالتي است بين دوسيستم كه بر يكديگر تاثير مي گذارد و متقابلا تاثير مي پذيرد. به عبارت ديگر  اگر در يك سيستم متشكل از علت و معلول ، معلول به نوبه خود روي علت اثر بگذارد ، حلقه پس خورندگي تشكيل مي شود.

پس خورندگي مثبت اصول علت را تقويت مي كند و پس خورندگي منفي اصول علت را تضعيف مي نمايد و از طريق اين تضعيف سبب تضعيف خود مي گردد. پس خورندگي در سيستمهاي باز از عوامل مهم تبادل اطلاعات و كنترل سيستم است. با اين تعريف معين مي گردد كه پس خورندگي مثبت به دو دليل براي هر سيستم باز خطرناك است.

اولا ممكن است با تقويت ، سبب تشديد معلول گردد كه با دور پس خورندگي  ، اين عمل چنان شدت يابد كه موجب انهدام كامل سيستم شود.

ثانيا  به عكس حالت قبلي ممكن است با تمايل به سمت صفر يعني عدم تقويت علت و در نتيجه تقويت معلول ، موجبات مرگ سيستم را فراهم آورد.و به همين دليل است كه پس خورندگي منفي به دليل هشدار هاي كنترلي كه به سيستم مي دهد ، مجموعه را از نامطلوب بودن شرايط  آگاه نموده ، آن را وادار به اصلاح شرايط مي نمايد. در واقع مي توان پس خورندگي منفي را ضامن بقاي سيستم باز به حساب آورد.

 

۲- تعادل گرايی:

با توجه به اشارات فوق ؛ به عبارت ساده تعادل گرايی نوعی حفظ حالت است.در حالی که در ارگانيسمهای زنده وضعيتی نسبتا پيچيده تر دارد که تحت عنوان پس خورندگی و کنترل  به آن اشاره شد.يکی از اقدامات اساسی در جهت تعريف دقيق تر مفهوم تعادل گراييو بقا توسط راس اشبی که از جمله متفکرين سيستمی می باشد ؛ انجام گرفته است.اشبی برای اين منظور کمياتی را بنام متغيرهای ضروری معرفی می کند که مبين حالت و هويت يک سيستم بخصوص می باشد.متغير های ضروری يک موجود زنده در محدوده ای خاص تغيير می کنند.مرگ موجودات زنده زمانی فرامی رسد که اين متغيير ها از محدوده حياتی مربوط به آن موجودات خارج شوند.بر اين اساس تعادل گرايی يک سيستم عبارت است از کوشش سيستم در نگاه داشتن نوسانات متغير های ضروری مربوط به آن سيستم در حوزه تعيين شده می باشد.

بقای يک سيستم تا هنگامی تامين است که متغير های ضروری مربوط در محدوده حياتی آن عمل کنند. نقش عمده مکانيسمهای پس خوراننده و کنترل در انواع سيستمها ؛ آگاهی از چگونگی تغييرات اين پارامترهای صوری و کنترل سيستم در جهت حفظ اين کميات در محدوده مربوطه می باشد.

ادامه دارد

  
; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳


نگرش سيستمی ۳

از نظر رفتار نيز مي توان سيستمها را به چند دسته تقسيم نمود:

1-    سيستمهاي حافظ حالت ؛كه در مقابل يك نوع تغيير ، يك نوع واكنش خاص بروز مي دهند اما از درك علت آن عاجزند مانند قطب نما كه با تغيير جهت ، عقربه آن عكس العمل نشان مي دهد.

2-    سيستمهاي هدف جو  ؛كه گامي جلوتر از نوع اول هستند .به چند عامل متغير مي توانند پاسخ دهند كه اين امر ناشي از وجود حافظه در سيستم است و بهترين پاسخ را مي يابد مانند ماشين حساب

3-    سيستمهاي چند هدفي ؛ مرحله اي كامل تر از سيستم هدف جو است . در صورتي كه برايش برنامه صحيحي فراهم شده باشد مي تواند از ميان هدفهاي متعدد آن را كه منطقي تر است بيابد  اما اين جستجو به ميل خود سيستم نيست بلكه به ميل و بر اساس منطق برنامه ريز اوست.مانند رايانه

4-    سيستم آرمانمند؛ سيستمي است كه قابليت انطباق بسيار دقيق و سريع نسبت به متغير هاي محيطي دارد مانند انسان

خصوصيات سيستمها:

                        الف )- سيستمهاي بسته : به موجب اصل دوم ترموديناميك يك سيستم بسته چنانچه به حال خود رها شود سرانجام به سوي بي نظمي ؛ اغتشاش و تعادل ايستا سوق خواهد كرد. اين خاصيت را " آنتروپي" مي نامند. آنتروپي را مي توان همان عاملي دانست كه در چرخه هر يك از عناصر حياتي يك اكوسيستم در تبديل يك ماده به انرژي؛ حذف مقادير درصدي از آن ماده كه به هدر مي رود؛ دانست و سبب به هم خوردن تعادل سيستم شده و در نتيجه سيستم محكوم به نابودي مي گردد.

ب )- سيستمهاي باز : تعادل سيستمهاي مادي باز از جهات اساسي با تعادل سيستمهاي مادي بسته تفاوت دارد.تعادل سيستمهاي باز بر خلاف سيستمهاي بسته تعادل ديناميك است.يعني حالتي وابسته به زمان است. رفتار سيستمهاي مادي باز و حالت تعادل ديناميكي سيستمهاي باز ، نياز به صرف انرژي دارد. در سيستمهاي مادي باز ، امكان تبادل ماده و انرژي با محيط خارج وجود دارد و سيستم باز مي تواند اين انرژي را از محيط اطراف خويش تامين كند..... و در اين صورت با كاهش احتمالات و افزايش  آنتروپي همراه نيست. يك سيستم باز به وسيله تعامل با محيط خارج قادر است كه از افزايش آنتروپي جلوگيري نمايد. و اين ارتباط ، درجه بي نظمي در يك سيستم باز را الزاما افزايش نمي دهد برعكس سيستمهاي باز از طريق ارتباط با محيط خارج مي توانند از سوق يافتن به بي نظمي عمومي خود كه تقدير سيستمهاي بسته است جلوگيري كرده حتي بر درجه نظام خويش بيفزايند.

آنچه اشاره شد را مي بايست با علم به اين موضوع به عنوان كليد راهنما همواره مد نظر داشت كه يك سيستم با حداكثر آنتروپي و حداقل نظام را مي توان با تغذيه اطلاعات به سوي يك سيستم منظم با آنتروپي كمتر سوق داد و با اين عمل در جهت مخالف با روند پيش بيني شده توسط اصل دوم ترموديناميك كلاسيك گام برداشت.اين مطلب ناشي از علم جديد سيبرنتيك است.

  
; ساعت ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳


نگرش سيستمی ۲

كل گرايي:

             اساس بينش سيستمي بر پايه كل گرايي يا هوليسم استوار است.اين همان روشي است كه در فلسفه شرق تحت عنوان " قياس " بيان شده است كه هر پديده را از كل به جز مورد بررسي قرار دادن  معناي آن است.استنباط طرفداران اين شيوه تفكر بر آن است كه با بررسي يك جزء يا يك عنصر نمي توان حالت واقعي يا نتايج مورد قبول از آن عنصر در زماني كه در يك مجموعه قرار دارد و تاثير مي گذارد و تاثير مي پذيرد را بيان نمايد.و بر اين اساس نظاره و تعمق در كل يك وجود ، به اعتقاد كل گرايان نه تنها تصويري جامع از آن موجوديت و كردارش به دست مي دهد ، بلكه در مورد ارگانيسمها ، هوليسم و كل گرايي تنها راه شناخت واقعي وجود ها و پديده هاست.

عنصر:

         يك سيستم متشكل از عناصر و اجزايي است كه چنانكه اشاره شد در سطح سيستم به عنوان يك عنصر موجوديت پيدا مي كند در حاليكه  مي توان در سطح پايين تر از خود يك سيستم باشد كه در ارتباط با ساير عناصر، سيستم را بوجود مي آورند.مانند هر يك از افراد جوامع بشري كه يك عنصر از سيستم جمعيتي كره زمين هستند ؛ در حاليكه هر كدام يك سيستم ارگانيك به حساب مي آيند.

ارتباط:

        عامل وحدت بخش بين عناصر يك سيستم را تحت عنوان ارتباط مي نامند كه بدون وجود آن يك سيستم  وجود خارجي نخواهد يافت . ارتباط  در سيستم داراي انواعي است. مانند : ارتباط اندركنشي ؛ ارتباط زايشي ؛ ارتباط تبديلي؛ ارتباط ساختي ؛ ارتباط رفتاري ؛ ارتباط تحولي و ارتباط كنترلي يا سيبرنتيك.

محيط سيستم:

              محيط سيستم عبارت است از مجموعه عناصر و خواص مربوط به آنهاست كه جزء سيستم نيستند اما تغييري در هر يك مي تواند در حالت يك سيستم ايجاد كند. مانند: عوامل طبيعي يك ناحيه جغرافيايي. محيط را نمي توان به عنوان مكان قلمداد كرد بلكه محيط به معناي عام كلمه عبارتست از قرار گاه عمليات انسان و ساير موجودات زنده كه مي تواند شامل مكان، زمان و فضا باشد.

طبقه بندي سيستمها:

                      به صورت فهرست وار مي توان سيستمها را به:

                             الف – سيستمهاي باز و بسته

                            ب- سيستمهاي مجرد و مجسم

                            ج- سيستمهاي زنده و غير زنده

تقسيم بندي نمود و براي هر يك تعريفي ارائه كرد.اما آنچه كه بيش از ساير موارد مورد  نياز است ؛ همان قسمت اول است.

سيستمهاي باز و بسته:

                         يك سيستم بسته چنان سيستمي است كه با محيط خارج هيچگونه ارتباط مادي به صورت تبادل ماده و يا انرژي ندارد و سيستم باز سيستمي است كه با محيط خارج خود داراي چنين مبادلاتي هست.البته سيستمهاي بسته مي توانند دو حالت داشته باشند.

1-    سيستمهاي مطلقا بسته ؛ در اين گونه سيستمها هيچگونه تعامل و تبادلي بين سيستم و محيط خارج آن وجود ندارد. به عبارت ديگر درهاي يك سيستم بسته از اين نوع كاملا به روي دنياي خارج آن بسته است . در چنين سيستمي ميزان اندركنش و تبادل اعم از مادي و يا غير مادي آن با محيط خارج صفر است.

2-    سيستمهايي كه به طور نسبي بسته هستند. اين سيستمها از نظر مبادلات مادي بسته اند ولي ممكن هست با محيط خارج خود تعامل و مبادلاتي از نوع ديگر داشته باشند.

بر اين اساس شايد بتوان گفت كه تمامي پديده هاي جغرافيايي از نوع سيستمهاي باز هستند . چه انسان به عنوان يك شاخه از مطالعات جغرافيايي ، موجودي است كه با محيط خود ارتباط مادي و هم ارتباط غير مادي داردو هم كره زمين به عنوان خاستگاه اوليه تحولات جغرافيايي  چه در درون خود و چه نسبت به دريافت انرژي حيات بخش خورشيدي سيستمي باز مي باشد

ادامه دارد

  
; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳


نگرش سيستمی

طی روز های اخير برخی از دوستان و همکاران با ايميل مطالبی را در مورد فصل اول کتاب جديد پيش دانشگاهی درخواست نموده اند. اميدوارم اين مطالب مورد استفاده  باشد.

در دوران دانشجويي جزوه را نوشته بودم كه عنوانش ( نگرش سيستمي بر روابط انسان ومحيط ‍) بود و مرحوم دكتر گودرزي نژاد راهنمايم بود  امروز كه اين مطالب را براي استفاده برخي از همكارانم كه  در دوره پيش دانشگاهي تدريس دارند دوباره نويسي مي كنم ،آن مرحوم در ميان ما نيست. جا دارد يادي از آن استاد عزيز كرده باشيم.اين مطالب با استفاده از اين منابع نوشته شده است ممكن است اين منابع نيز مشكل گشايي دوستان باشد:

1-     آذرنگ ، عبدالحسين-تكنولوژي و بحران محيط زيست- امير كبير –1364

2-     دلفوس ، اوليويه – فضاي جغرافيائي – سهامي ،سيروس، 1364

3-     شكوئي ، حسين –فلسفه جغرافيا – گيتا شناسي چاپ سوم –1364

4-     شكوئي ،حسين- جغرافياي كاربردي و...- آستان قدس رضوي-1364

5-     فرشاد،مهدي- نگرش سيستمي-امير كبير-1363

6-     فرمانفرمائيان، فاطمه-توسعه اقتصادي و مسائل زيست محيطي – حفاظت محيط زيست- 1353

7-     فشاركي ،پريدخت- تعريف و مفاهيم چشم انداز...-مجله رشد جغرافيا شماره 9

8-     هنري ، مرتضي – هدف ها و ارزشهاي آموزش جغرافيا – مجله رشد جغرافيا شماره 2

9-     ميمندي نژاد – شالوده بومشناسي – دانشگاه تهران –1342

10- زون ولد، يان – نقش سنتز ها و تحليل هاي جغرافيايي ... شهداد فرهاد- رشد جغرافيا شماره 26

11- بهرام سلطاني، كامبيز- نگاهي اجمالي بر اكولوژي چشم انداز هاي طبيعي –رشد جغرافيا شماره 6

12- Nature and Resources 3 nov 1990 unisco water- related problems of the humid tropics-j.scadwell    m. bonel

   نگرش سيستمي:

 

دو تحول عمده انقلاب علمي در قرن هفدهم و انقلاب صنعتي در قرن هجدهم نشانه هاي باروري و غنائت اين دوره از تمدن انساني مي باشد. از اين دوره از تاريخ علم غالبا به نام دوره علوم كلاسيك نامبرده شده است.

و در همين دوره است كه گستردگي تام تفكر مكانيستي مشاهده مي شود.انديشمندان اين زمان با پيروي از روش علت و معلولي ، زنجيره هر پديده را دنبال مي نمودندو آن چه را با اين نگرش قابل توجيه نبود به ماوراي طبيعت نسبت مي دادند و بدين صورت نوعي توجيه پذيري براي آنان فراهم مي شد.

در اوايل قرن بيستم پس از مشخص شدن عجز تفكر مكانيستي با تحولات شگرفي كه در علوم فيزيك نظير فيزيك كوانتم پديد آمدكه خط بطلان بر انديشه هاي مالتوس و نظريه تكامل داروين كشيد، تدريجا" مكتب ارگانيستي بر نگرش هاي مكانيكي تسلط يافت.و نگرش ارگانيستي به عنوان زير بناي جهان بيني سيستمي به عنوان يك جهان بيني وحدت بخش مطرح شد.

بر اساس اين نگرش ، هر موجود زنده بقاي خود را مديون تعامل دو نيروي متضاد ( تز و آنتي تز ) كه منجر به ايجاد شرايطي براي انطباق با مجموعه عوامل خارجي است، مي باشد.به دليل گسترشي كه اين شيوه تفكر در ميان شاخه هاي متعدد علوم زيستی يافت و از آنجا كه قابليت خود را در پاسخ گويي به بسياري از سوالات كه با نگرش هاي ديگر قابل پاسخ نبودند  نشان داد؛اين تفكر به شاخه هاي علوم انساني نيز تاثير بسزايي نهاد و پس از عجز نظريه مكانيستي و تجزيه گرايانه سبب بوجود آمدن نظريه هاي جديد در علوم انساني گرديد.اين نظريه هاي جديد با مايه گيري از نگرشهاي ارگانيستی در قالب جامعی كه همان بينش سيستمي است متبلور و جلوه گر شده است.بدين سبب به دليل دستيابي هر چه بهتر به نتايج قابل تعميم و جهان شمول براي انطباق با موارد لاينحل انساني بينش سيستمي سبب اصلي بوجود آمدن رشته هايي از علوم گرديد كه مي توان آنها را تحت عنوان " علوم بين رشته اي" نام برد.يكي از شاخص ترين علوم بين رشته اي جغرافياست كه با اتكاي به نگرش سيستمي و استفاده از ساير شاخه هاي علوم زيستي و علوم انساني ، به عنوان پلي ميان ساير شاخه هاي علوم مذكور به نقش خود در تبيين پديده هاي طبيعي و انساني مي پردازد و مسئول برقرار كردن ارتباط ميان آنهاست.و همچون ساير " رهروان طريقت سيستمي ، هدف اصلي را دستيابي به تبيين جامعي از جهان و پديده هاي آن " مي داند.

حال با اين مقدمه لازم است با برخي از اصطلاحات اين نگرش آشنا شويم تا مباحث نگرش سيستمي را با زبان مشتركي مورد تعامل قرار دهيم

مفهوم سيستم:

در اين مورد نظرات مختلفي در رابطه با تعريف سيستم اظهار شده است.اما در همه اين تعاريف دو خصيصه مهم وجود دارد.يكي اينكه اجزاي هر سيستم به صرف وجود در يك سيستم ، نمي توانند موجوديت بيابند يا به عبارت ديگر يك سيستم كه شامل عناصري معلوم مي باشد با همان عناصر معلوم كه صورت يك سيستم را ندارند ، متفاوت است. دوم اينكه  وجود ارتباط بين اجزا و عوامل است كه بوجود آورنده يك سيستم مي باشد و بدون آن نمي توان يك سيستم را از ساير پديده ها بازشناخت.

از خصوصيات مهم هر سيستم كليت و سلسله مراتب آن سيستم نسبت به خود و نسبت به خارج از خود مي باشد.كليتي كه خود پوششي ظاهري براي سلسله مراتب به حساب مي آيد. سلسله مراتب بيان حالتي است كه هر يك از سطوح يا عملكرد سيستم خود سيستم كاملي است كه همچون عنصري براي كل سيستم عمل مي كند.و نيز هر مرتبه اي از اين سلسله مراتب نمايشگر عنصري از مرتبه بالاتر و سيستمي نسبت به مرتبه پايين تر خود مي باشد.مثلا كره زمين يك سيستم است نسبت به عناصر و پديده هاي مختلفش در درون خود و يك عنصر از سيستم منظومه شمسي و منظومه شمسي يك سيستم است در مقابل سيارات 9گانه اش و خود عنصري است از كهكشان راه شيري و....

مفهوم سيستم به گونه اي كه اشاره شد، خود مشتمل بر مفاهيمي همچون : عنصر؛ارتباط؛ سيستم جزئي؛ محيط ؛ كليت؛ جزء و كل ؛ سازمان ؛ نظام و غيره مي باشد.

علاوه براين مفاهيم كه مشخصه يك سيستم مي باشد براي تبيين طبقات سيستمها  مفاهيم ديگري نيز مورد نياز است از جمله : سيستم هاي باز و بسته ؛ سيستمهاي ارگانيك  و غير ارگانيك ؛ سيستمهاي تعادل گرا و تطبيق پذير ؛ سيستمهاي نظام گرا و هدف جو و....

سعي بر آن است تا آنجا كه لازم باشد اين مفاهيم تشريح و تبيين شود.

ادامه دارد.

  
; ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳


بارم بندی کتاب جغرافيای پيش دانشگاهی

با توجه به تغييرات و جابجايی های انجام شده در کتاب جغرافيای دوره پيش دانشگاهی ؛ در بخش بارم بندی آن نيز تغييراتی بوجود آمده است . از آنجا که ممکن است اخبار اين تغييرات با تاخير در اختيار همکاران قرار گيرد . در اين قسمت بارم بندی پيشنهادی ارائه  می گردد. و تنها زمانی که به صورت مکاتبات اداری ارسال شود سنديت خواهد يافت.

بارم بندي درس مباني دانش جغرافيا (پيش دانشگاهي)

  

جبراني

نيمسالي

زير مواد آزمون

رديف

4

3

                 فصل اول

1

2

5/1

                فصل دوم       

2

4

3

                        فصل سوم

3

4

5/3

                فصل چهارم

4

2

5/1

               فصل پنجم

5

4

5/2

                    فصل ششم

6

20

15

جمع

  
; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٥ مهر ۱۳۸۳


قاره قطب جنوب

اگر کلاس درسی را می خواهيد که در مورد قطب جنوب مطالبی را ارائه کند ؛ به اينجا سری بزنيد

  
; ساعت ٧:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ مهر ۱۳۸۳


کشور شناسی در اروپا

در آدرس اين قسمت می توانيد يک بازی را دريافت کنيد که برای کشورشناسی در اروپا  مناسب است.

  
; ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳


چگونگی عمل رود ها

برای بچه ها در دوره ابتدايی و راهنمايی هيچ چيز جالب تر از آموزش بوسيله انيميشن نيست. در اين آدرس چگونگی عمل رود را به صورت انيميشن مشابه سازی کرده است. اگر مايليد سری بزنيد.

  
; ساعت ٧:٢۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳


جمعيت جهان

در اين آدرس نقشه ای را مشاهده خواهيد کرد که چگونگی افزايش جمعيت جهان را از سال ۱ ميلادی تا سال ۲۰۲۰ با مقدار تخمينی آن به شما نشان می دهد.

  
; ساعت ٧:٢۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳


مشابه ساز آتشفشان

اگر مايليد يک مشابه ساز آتشفشان از نوع انيميشن ببينيد؛ سری به اين آدرس بزنيد

  
; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸۳


بارم بندی پيشنهادی جغرافيای دوره راهنمايی در سال ۸۴-۸۳

گروه جغرافيای دفتر برنامه ريزی و تاليف کتب درسی بارم بندی کتاب جغرافيای دوره راهنمايی را در سال تحصيلی ۸۴-۸۳ به شرح زير پيشنهاد کرده است.

بارم بندي پيشنهادي گروه برنامه ريزي درسي جغرافيا براي سال اول راهنمايي

 

 

رديف                    عناوين دروس                  نوبت اول               دوم                  شهريور 

 

1                       درس اول تا ششم                         5                    1                       3

 

2                      درس هفتم تا پانزدهم                    11                    4                       6

 

3                     درس شانزدهم تا نوزدهم                 -                     5/4                   5/2

 

4                     درس بيستم تا بيست و پنج               -                       5/6                    5/4

 

5                           فعاليت عملي                         4                      4                       4

 

 

                             جمع                                  20                      20                       20

 

 

 

 

بارم بندي پيشنهادي گروه برنامه ريزي درسي جغرافيا براي سال دوم راهنمايي

 

 

رديف                    عناوين دروس                  نوبت اول               دوم                  شهريور 

 

1                      قاره آسيا ( 8 درس)                  11                    5/3                5/6

 

2                           افريقا ( 4 درس)                  6                      5/1                  4

 

3                           اروپا  ( 4 درس)                  -                        5                    3

 

4                           امريكا ( 4درس)                   -                        4                    2

 

5                           استراليا ( 2درس)                 -                        2                    1

 

6                          قطب جنوب (1درس)             -                        1                   5/0

 

7                          فعاليت عملي                        3                       3                    3

 

                            جمع                                 20                      20                   20

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بارم بندي پيشنهادي گروه برنامه ريزي درسي جغرافيا براي سال سوم راهنمايي

 

 

رديف                    عناوين دروس                  نوبت اول               دوم                  شهريور

 

1                       بخش اول ( 3درس)                5                     5/1                      5/3

 

2                       بخش دوم ( 6درس)                 8                    5/2                          6 

 

3                       بخش سوم (2درس)                  3                       1                          2

 

4                       بخش سوم   (2درس)                 -                    5/3                         2

 

5                       بخش چهارم (2درس)                 -                      3                          2

 

6      بخش پنجم (4درس ، 2 درس براي مطالعه)       -                      4                      5/2

 

7                       بخش ششم ( 4 درس)                  -                   5/4                         2 

 

8                        فعاليت عملي                             4                     -                         -

 

                           جمع                                    20                      20                   20

 

  
; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۸ مهر ۱۳۸۳


نوروز در گستره جغرافيا

نوروز در گستره جغرافيا
 

در فرهنگ و سنن هر قوم و ملتي، روزهايي وجود دارد كه ريشه تاريخي وفرهنگي داشته و جلوه اي از باورهايي است كه حتي تا مقدسات ديني و مذهبي آنها پيش رفته و هويت فرهنگي و تاريخي آن جامعه را به نمايش گذاشته است. يكي از اين روزها آغاز سال نو خورشيدي است كه از شايعترين آيين هاي جهاني به شمار مي رود و كمتر تمدني را خواهيم يافت که از آن تهي باشد، هر قومي بر اساس تاريخ و فرهنگ و مذهب خود آغاز سال نو را در قالب برپايي مراسم و جشن هاي ملي ومذهبي پاس مي دارد.

عيدنوروز و جشن هاي سال نو، در نزد ما ايرانيان با برخورداري از يك فرهنگ و تاريخ اصيل و طولاني و همچنين همزماني آن با حيات هستي و جان گرفتن مجدد زمين ، اين امتياز خاص را به آن بخشيده که از اعياد سال نوي اقوام و ملل ديگر متمايز باشد و آيين باستاني آن فراتر از تجديد خاطره ي يك تمدن بلكه حلقه پيوند گذشته ، حال و آينده است به اين سبب است كه پس از ظهور اسلام در اين سرزمين فضيلت بيشتر مي يابد و در بزرگداشت آيين و مراسم آن تاكيد ورزيده مي شود. گفته شده است آفرينش و هبوط آدم به زمين و همچنين بعثت پيامبر اكرم ( ص ) و امامت حضرت علي ( ع ) نيز در اين روز آغاز گشت و ايرانيان باستان نيز عقيده داشتند كه با آغاز مجدد حيات طبيعت روح رفتگان باز گشته و چند روزي را در سراي دنيوي با بستگانشان مي گذرانند. مجموعه اين عوامل باعث گرديد كه علي رغم گذر ساليان بسيار و سير پر فراز و نشيب تاريخ، نوروز نه تنها در ايران بلكه هر آنجايي كه فرهنگ و تمدن كهن ايران اثري دارد همچنان پايدار واستوار بماند .

نوروز در ايران

برگ برگ صفحات تاريخ ايران گواهي مي دهد که نوروز باستاني همواره كهن ترين سنت و عزيزترين روز سال نزد ايرانيان بوده است. نوروز برجاي مانده از روزگاري است كه جز با كمك خيال و جز به مدد افسانه و اسطوره راهي به آن ديار نيست. در گردونه ي سالانه ي تكرار ، نوروز يك تنوع روحي و يك انبساط رواني است كه قوم ايراني دوام خويش را در فراز و نشيب تاريخ مديون اين سنت ديرينه و خردمندانه است.  

با طلوع اسلام در اين سرزمين نوروز زيباتر شد و بزرگترين حادثه تاريخ اسلام به خصوص تشيع يعني اعلام  ولايت علي ( ع ) در روز غدير خم از سوي پيامبر اكرم ( ص ) در نخستين روز بهار مصادف با نوروز باستاني بوده است. تشيع از همان ابتدا كه با فرهنگ ايرانيان عجين شد نه تنها به نوروز بي مهري نكرد بلکه  آن را مورد تقدير قرار داد چرا كه هر جزئي از آيين نوروز نمادي از ستايش زيبايي و اخلاق انساني و مهر و دوستي است. نوروز در ايران اگر چه يك سنت ملي و برآمده از روزگاران بسيار دور است در عين حال با حال و هوايي معنوي و روحاني عجين شده است.

نوروز در جمهوري آذربايجان

يكي از جشن هاي بزرگ مردم آذربايجان نوروز است به طوريکه اين جشن سال ها پيش از ميلاد در آذربايجان برگزار مي شده است ؛ مردم برخي احساسات بشر دوستانه و جهان بيني خود را با اين جشنواره مربوط مي دانند زيرا در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نوروز به منزله جشن ستايش مقدسات محسوب شده، گفته مي شود كه نوروز عيد فراواني كشت و سرآغاز تندرستي و بركت و وفور است. در جمهوري آذربايجان در خصوص پيدايش جشن نوروز اسطوره ها و افسانه هاي گوناگوني نقل شده است . از اين افسانه ها يکي را براي مثال نقل مي کنيم:" در روايتي در خصوص نوروز آمده است، سياوش پسر كيكاووس به كشور افراسياب سفر مي كند افراسياب از وي به نحو قابل توجهي پذيرايي مي كند و حتي دخترش را به عقد وي در مي آورد و سياوش به ياد سفرش از ديار افراسياب ديوار بخارا را بنا مي كند. ولي دشمنان كه از اين امر ناخرسند بوده اند ميان سياوش و افراسياب را بر هم زده به طوري كه افراسياب تصميم به قتل سياوش مي گيرد و پس از هلاكت سياوش دستور مي دهد جناره اش را روي كنگره هاي ديوار بخارا قرار دهند. آتش پرستان جسد وي را برداشته و در قدمگاه دروازه شرقي دفن مي كنند و مرثيه هاي بسياري در وصف سياوش و مرگش مي سرايند، و اين مرثيه ها بين مردم گسترش يافت و آتش پرستان در همين سياوش مرثيه ها روز دفن سياوش را نوروز ناميدند. "

مردم جمهوري آذربايجان به واسطه اعتقادات شديد به آيين و مراسم نوروز براي با شكوه تر انجام شدن جشن نوروز براي اين مراسم تدارك ويژه اي مي بينند از قبيل سرودن ترانه ها پيش از نوروز، تدارك بساط شادي اين ايام ، تهيه لوازم و مواد مورد نياز سفره نوروز، طرح چيستان هاي نوروزي ، ستايش ها و نفرين ، پند و امثال و اعتقادات نوروزي . درميان مردم آذربايجان رسم بر اين است پيش از رسيدن نوروز پوشاك نو خريده ،به خانه و حياط سر و سامان داده ، فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز مي روند، در عيد نوروز آداب ورسومي درباره  فال نيک رواج دارد به طوري كه در شب چهارشنبه سوري دختران نو رسيده در دل فالي گرفته و و مخفيانه پشت درنيمه باز به انتظار ايستاده و اگر در اين هنگام حرف خوب وموافقي بشنوند اشاره ايي به برآورده شدن آرزويشان ، و اگر حرف نامناسبي بشنوند اشاره از عملي نشده نيتشان است . بنا براين سنت و آيين به هنگام عيد نوروز مردم از بد گويي و حرف نامناسب دوري مي جويند.

از ديگر مراسم خاطره انگيز نوروزي مي توان به ارسال خوان سمنو، انداختن كلاه پوستين به درها، آويزان كردن كيسه و توبره از سوراخ بام در شب عيد و درخواست تحفه عيد در آذربايجان اشاره کرد.  

نوروز در قزاقستان

مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاري دانسته ، بر اين باورند كه در اين روز ستاره هاي آسماني به نقطه ابتدايي مي رسند و همه جا وهمه چيز تازه مي شود و زمين را شادماني فرمي گيرد. همچنين قزاق ها معتقدند كه نوروز آغاز سال است و در ميان آنان عبارات زيبايي درباره ي نوروز وجود دارد : نوروز روزي است كه يك سال منتظرش بوده اند ، نوروز روزي است كه خير بر زمين فرود آمده و بالاخره نوروز روزي است كه سنگ نيلگون سمرقند آب مي شود ، در شب سال تحويل صاحبخانه دو عدد شمع در بالاي خانه اش روشن مي كند ، خانه را خانه تكاني كرده و چون مردم قزاق عقيده بر اين دارند كه تميز بودن خانه در آغاز سال نو باعث مي شود افراد آن خانه دچار بيماري و بدبختي نشوند آنان بر اين مساله ايمان داشته ، آن را هر ساله رعايت مي كنند. در شب نوروز دختران روستايي قزاق با آخرين گوشت باقيمانده از گوشت اسب كه "سوقيم" نام دارد غذايي به نام "اويقي آشار" مي پزند و از جوان هايي كه دوستشان دارند پذيرايي مي كنند . آنان نيز در قبال آن به دختران آينه و شانه و عطر هديه مي كنند كه اين هدايا را " سلت اتكيتر" مي نامند که به معناي علاقه آور است. در عيد نوروز ساعت سه صبح جوانان يك اسب سركش را زين كرده و به همراه عروسكي كه به گردن آويز زنگوله اي دارد رها نموده تا از اين طريق مردم را بيدار نمايند. عروسك در حقيقت نمادي از سال نو است كه آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام مي كند.نوروز براي قزاق ها بسيار مقدس بوده و اگر در اين روز باران يا برف ببارد آن را به فال نيك گرفته و معتقدند سال خوبي پيش رو خواهند داشت. در عيد نوروز مردم لباس نو و سفيد به تن مي كنند كه نشانه شادماني است. ديد و بازديد اقوام دراين ايام با زدن به شانه هاي يكديگر از آيين و رسوم مردم قزاق در اين ايام است ، قزاقها در نوروزغذايي به نام نوروز گوژه (گوژه = آش ) طبخ مي کنند كه تهيه آن به معناي وداع با زمستان و غذاهاي زمستاني است اين غذا از هفت نوع ماده غذايي تهيه مي شود .

مسابقات معروفي نيز در ايام نوروز در قزاقستان برگزار مي شود كه از مهمترين آنان مي توان به " قول توزاق" اشاره  نمود كه بين گروههاي مرد و زن برگزار مي شود. اگر برنده زن ها باشند  قزاق ها معتقدند آن سال خوب و پربركتي است اگر مردها پيروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از ديگر مسابقات مي توان به "كوكپار" (برداشتن بز از مكاني مشخص توسط سواران) ، "آودار يسپاق" ، "قيزقوو" و "آلتي باقان"  اشاره نمود، در عصر نوروز نيز مسابقه "آيتيس" كه نوعي مشاعره است، آغاز مي شود .

نوروز در تاجيكستان

عيد نوروز براي مردم تاجيكستان بخصوص بدخشانيان تاجيكستان عيد ملي و اجداد است و از آن به عنوان رمز دوستي و زنده شدن كل موجودات ياد مي كنند و به " خيدير ايام"يا عيد بزرگ معروف است.

مردم تاجيكستان بخصوص بدخشانيان تاجيك در ايام عيد نوروز خانه را پاك كرده و به اصطلاح خانه تكاني مي كنند، همچنين ظروف خانه را كاملا" شسته و تميز مي كنند تا گردي از سال كهنه باقي نماند . برابر با رسمي ديرينه ، قبل از شروع عيد نوروز بانوي خانه هنگامي كه خورشيد به اندازه يك سر نيزه بالا آمده دو جاروي  سرخ رنگ را که در فصل پاييز از كوه جمع آوري كرده و تا جشن نوروز نگاه داشته اند در جلوي خانه مي گذارند، رنگ سرخ براي اين مردم رمز نيكي ، پيروزي و بركت است. پس از طلوع كامل خورشيد هر خانواده اي سعي دارد هر چه زودتر وسايل خانه را بيرون آورده و يك پارچه قرمز بالاي سردر خانه بياويزد و با باز كردن در و پنجره به نوعي هواي نوروزي و بهاري را كه معتقدند حامل بركت وشادي است وارد خانه نمايد.

در اين سرزمين پختن شيريني مخصوص و غذاهاي متنوع جز رسوم اين ايام است، همچنين برگزاري مسابقاتي از قبيل تاب بازي، تخم مرغ بازي، كبك جنگي، خروس جنگي، بزكشي، كشتي محلي نيز در اين ايام به شادي آن مي افزايد در ايام نوروز غذاي معروفي به نام " باج " با  كله و پاچه گوسفند  و گندم پخته و ديگران را مهمان مي كنند.

نوروز در تركمنستان

در كشور تركمنستان طبق رسم قديم و جديد دوبار در سال جشن نو گرفته مي شود. يكي از اين جشن ها با استناد به تقويم ميلادي كه به تاييد سازمان ملل رسيده به عنوان جشن بين المللي ( سال نو ) شناخته مي شود و ديگري برگزاري عيد نوروز به نشانه ي احياي دوباره ي آداب و رسوم ديرينه مردم تركمنستان است. مردم تركمنستان عقيده دارند زماني كه جمشيد با عنوان چهارمين پادشاه پيشداديان بر تخت سلطنت نشست آن روز را نوروز ناميدند. مردم تركمنستان دراين ايام با پختن غذاهاي معروف نوروزي مانند : نوروز كجه، نوروز بامه، سمني ( سمنو) و اجراي بازي هاي مختلف توسط جوانان تركمن حال وهواي ديگري به اين جشن و شادي مي دهند. در ايام نوروز مسابقات مختلفي در تركمنستان برگزار مي شود كه مي توان به مسابقات اسب دواني، كشتي، پرش براي گرفتن دستمال از بلندي، خروس جنگي، شاخ زني ميش ها، شطرنج بازي، مهره بازي و تاب بازي اشاره نمود. ديد و بازديد در ايام نوروز در ميان مردم تركمن از جايگاه خاصي برخوردار مي باشد.

نوروز در قرقيزستان

عيد نوروز در قرقيزستان تنها يك روز آن هم در روز اول يا دوم فروردين ماه است كه به 29 روز يا 30 روز بودن اسفند بستگي دارد. اگر اسفند 29 روز باشد اول فروردين و اگر 30 روز باشد در روز دوم فروردين برگزار مي شود. تا قبل از فروپاشي شوروي سابق اين مراسم به دست فراموشي سپرده شده بود ولي پس از فروپاشي دوباره حيات يافت و هر ساله با شكوه تر از سال قبل برگزار مي شود. مراسم جشن نوروز در ميادين بزرگ شهرها توسط دولت و در روستاها توسط بزرگان و ريش سفيدان در بيابان هاي اطراف  برگزارمي شود.  در قرقيزستان در اين روز پختن غذاهاي معروف قرقيزي  مثل " بش بارماق " ، "مانته برسك " و "كاتما" مرسوم است كه به صورت رايگان بين حاضران در جشن توزيع مي شود.

 

در قرقيزستان در اين روز علاوه بر برگزاري جشن ، مسابقاتي مانند سواركاري  نيز مرسوم است که به نحو چشمگيري دنبال شده، جوايز ارزنده اي به نفرات برتر اعطا مي شود.

نوروز در پاكستان

در پاكستان نوروز را "عالم افروز" به معناي روز تازه رسيده كه با ورود خود جهان را روشن و درخشان مي كند مي نامند.

در ميان مردم اين سرزمين تقويم و روز شمار و يا سالنماي نوروز از اهميت خاصي برخوردار است از اين رو گروه ها و دسته هاي مختلف ديني و اجتماعي در صفحات اول تقويم هاي خود به تفسير و توضيح نوروز و ارزش و اهميت آن مي پردازند و اين تقويم را در پاكستان " جنتري " مي نامند.

از آداب و رسوم عيد نوروز در ميان مردم پاكستان مي توان به خانه تكاني و يا به عبارتي پاكيزه كردن خانه و كاشانه ، پوشيدن لباس و تهيه  انواع شيريني مانند " لدو " گلاب حامن، رس ملائي ، كيك ، برفي ، شكرپاره، كريم رول، سوهن حلوا، و همچنين پختن غذاهاي معروف اين ايام و عيدي دادن و گرفتن و ديد و بازديد اقوام اشاره نمود.در ايام نوروز مردم پاكستان از گفتار نا مناسب پرهيز نموده و با محبت ، احترام و اخلاص يكديگر را نام مي برند. همچنين سرودن اشعار نوروزي به زبان هاي اردو، دري و عربي در اين ايام مرسوم است كه بيشتر در قالب قصيده و غزل بيان مي شود.

پاكستاني ها بر اين باورند كه هدف نوروز، اميدواري ،درامنيت ، صلح و آشتي نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانيت است تا آنجا كه آزادي و آزادگي، خوشبختي و كاميابي، محبت و دوستي و برادري و برابري همچون بوي خوش گلهاي بهاري در دل و جان مردمان جايگزين مي گردد.

نوروز در افغانستان

نوروز در افغانستان يا به عبارتي در بلخ و مركز آن مزار شريف هنوز به همان فر و شكوه پيشين برگزار مي شود. در روزهاي اول سال دشت هاي بلخ وديوار و پشت بام هاي گلي آن پر از گل سرخ مي شود گويي بلخ سبدي از گل سرخ است يا به عبارتي مانند اجاق بزرگي كه در آن لاله مي سوزد اين گل فقط در بلخ به وفور و كثرت مي رويد و از اين رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به يك معني به كار مي رود. در صبح اولين روز عيد نوروز علم "مبارك علي ( ع )" با مراسم خاص و با شكوهي برافراشته مي شودکه به معناي آغاز رسمي  جشن نوروز نيز مي باشد و تا چهل شبانه روز ادامه مي يابد و در اين مدت حاجتمندان و بيماران براي شفا در پاي اين علم مقدس به چله مي نشينند. گفته شده بسياري از بيماران لاعلاج در زير همين علم شفا يافته اند. مردم اين سرزمين بر اين باورند كه اگربه هنگام  بر افراشتن ،علم به آرامي و بدون لرزش و توقف از زمين بلند شود سالي كه در پيش است نيكو و ميمون خواهد بود. از آيين و رسم نوروزي در سرزمين بلخ مي توان به شستشوي فرش هاي خانه و زدودن گرد و غبار پيش از آمدن نوروز  و انجام مسابقات مختلف از قبيل بزكشي، شتر جنگي، شتر سواري، قوچ جنگي و كشتي خاص اين منطقه اشاره نمود.

نوروز در تركيه

در اين روز حكيم باشي معجون مخصوصي كه ( نوروزيه ) ناميده مي شد و مخلوطي از چهل نوع ماده مخصوص بود ، جهت پادشاهان و درباريان تهيه مي نمود كه كه شفابخش بسياري از بيماري ها و دردها بوده و باعث افزايش قدرت بدني مي شده است. مردم اين سرزمين نوروز را آغاز بهار طبيعت و شروع تجديد حيات و طراوت در جهان و برخي روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخي عامل اتحاد و همبستگي و حتي آن را سالروز تولد حضرت علي ( ع ) و تعيين ايشان به خلافت و سالروز ازدواج ايشان با حضرت فاطمه ( س ) دانسته اند . قابل ذكر است نوروز تا نخستين سال هاي اعلام جمهوري در ميان تركان پايدار ماند و سپس رفته رفته اهميت پيشين خود را از دست داد و فقط در پاره اي از مناطق شمال رسم وآيين نوروز موجوديت خود را حفظ كرده است .

منبع: سايت تبيان  http://www.tebyan.net

 

  
; ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۳


دلايل اهميت خليج فارس ۳

دلايل ايرانى بودن جزاير

 ۱ـ نقشه هاى بسيار زيادى از زمان يونان باستان (پيش از ميلاد مسيح) تا سده هاى اخير متعلق به كشورهايى نظير: انگلستان، فرانسه و روسيه وجود دارند كه ايرانى بودن جزاير را ثابت مى كنند. الف) نقشه هاى رسمى ـ نقشه خليج فارس Carte du Golphe persique : در سال ۱۷۶۴ از سوى وزارت خارجه فرانسه تهيه شده ، رنگى ، جزاير به رنگ سرزمينهاى ايران است. ـ نقشه خليج فارس The Gulf of persia: در سال ۱۸۲۹ توسط كاپيتان بروكس C.B.Brucksبه دستور كمپانى هندشرقى تهيه شده ، جزاير به رنگ سرزمينهاى ايران است و در يادداشت همراه نقشه نيز نام جزاير جزو نواحى تحت تملك ايران آورده شده است. ـ نقشه امپراتورى ايران The Persia Empire : در سال ۱۸۱۳ توسط جان مكدونالد كاينر مشاور سياسى سرجان مالكوم در مأموريت به ايران تهيه شده، سياه وسفيد است ، درسال ۱۸۳۲ توسط اروسميت به صورت رنگى چاپ شد ودر آن ، سرزمين ايران وجزاير از يك رنگ هستند. ـ نقشه آسياى مركزى شامل كابل، ايران، رود ايندوس وكشورهاى واقع در شرق آن Center Asia Comprising Cabool. Persia , The River Indus and Countries Eastward of it در سال۱۸۳۴ توسط سرگرد الكساندر برنز براساس «نقشه هاى معتبر Authentic Maps اروسميت تهيه شده ، رنگى وجزاير در آن به رنگ سرزمينهاى ايران است. ـ نقشه حدود فعاليت قبيله هاى ساحل مرواريد Limits of the activities of the tribes of Pearl Coast: در سال ۱۸۳۵ توسط كاپيتان هنل تهيه شده ، جزاير را در بخش ايرانى خط تقسيم كننده خليج فارس نشان مى دهد. ـ نقشه خليج فارس The persian Gulf : در سال ۱۸۸۶ از سوى بخش اطلاعات وزارت جنگ بريتانيا تهيه شد. نسخه اى ازاين نقشه درسال ۱۸۸۸ به دستور لرد ساليسبورى وزير خارجه بريتانيا، تقديم ناصرالدين شاه قاجار شد. هنگامى كه وزيرمختار بريتانيا درتهران، سردروموندولف از تقديم آن به حضور شاه ايران ابراز تأسف كرد، چون در آن متصرفات ايران در خليج فارس نشان داده شده بود كه شامل جزاير سه گانه بود، لرد ساليسبورى يادآور شد: «دقت كنيد كه درآينده هيچ نقشه اى اهدا نگردد». با اين وجود، نقشه مزبور يكبار ديگر در سال ۱۸۹۱ به چاپ رسيد وبازهم جزاير درآن به رنگ سرزمين ايران نمايش داده شده بود. نقشه رسمى ايران Official Map of Persia( در ۶ صفحه): در سال ۱۸۹۷ در بخش نقشه بردارى سيملا، اداره مكان نگارى وزارت خارجه حكومت هند، تهيه شده وجزاير تنب وابوموسى در آن به رنگ سرزمين ايران نمايش داده شده اند. نقشه ايران ، افغانستان وپاكستان غربىMap of Iran, Afganistan and West Pakistan در اطلس جهان World Atlas : ورقه هاى شماره ۱۴۴ ـ ۱۴۳ ، تهيه شده در سال ۱۹۶۷ تحت نظارت شوراى وزيران اتحاديه جماهير سوسياليستى شوروى به مناسبت پنجاهمين سالگرد انقلاب اكتبر ، كه در آن نام ايران زير نام جزاير تنب و ابوموسى و ساير جزاير ايرانى خليج فارس آورده شده است. ب ) نقشه هاى نيمه رسمى ـ نقشه امپراتورى ايران A Map of the Empire of Persia : در سال ۱۷۷۰ توسط آقاى دانويل براى دولت بريتانيا تهيه شده و جزايردر آن به رنگ ايران هستند. ـ نقشه جديد امپراتورى ايران A New Map of the Empire of Persia: در سال ۱۷۹۴ توسط دانويل تهيه شده و در آن نيز جزاير به رنگ بقيه سرزمين هاى ايران است. ـ نقشه ايران وكابل Map of Persia and cabul در سال ۱۸۳۷: توسط اروسميت در لندن تهيه شده و سه جزيره به رنگ ايران است. ـ نقشه ايران ، افغانستان و بلوچستان Persia, Afghanistan and Baluchistan : در سال ۱۸۹۱ توسط انجمن سلطنتى جغرافيايى تحت نظارت لرد كرزن تهيه شده وبه كتاب وى «ايران و قضيه ايران » چاپ سال ۱۸۹۲ نيز پيوست شده ودر آنها جزاير به رنگ ايران است. پ) نقشه هاى غيررسمى ـ نقشه ايران The Map of persia : در سال ۱۸۱۸ درانگلستان براى اطلس بزرگ جديد تامسون Thomson New Grand Atlas تهيه شده است. ـ نقشه ايران Map of Persia : در سال ۱۸۲۸ در لندن توسط سيدنى هال تهيه شده است. ـ نقشه ايران وبخشى از امپراتورى عثمانى Persia and Part of Ottoman Empire : در سال ۱۸۳۱ توسط جى لانگ تهيه شده واز سوى انجمن گسترش آموزش مفيد Society of Expanding Useful Education در انگلستان چاپ شده است. ـ نقشه ايران Map of Persia : در سال ۱۸۴۰ براى اطلس بلاك Black Atlas در لندن چاپ شده است . ـ نقشه ايران و كابل Map of persia a Cabul : در سال ۱۸۴۴ توسط جانستون براى اطلس نشنال National Atlas در انگلستان چاپ شده است. ـ نقشه ايران :Map of Persia در سال ۱۸۵۱ توسط راپكين براى اطلس جان تاليس John Tallis Atlas تهيه شده است. ـ نقشه ايران وافغانستان :Persia and Afghanistan در سال ۱۸۵۴ توسط بلاك براى دانشگاه ادينبورگ تهيه شده است. ـ نقشه ايران و افغانستان Persia and of Afghanistan: در سال۱۸۶۰ براى اطلس جنرال General Atlas كيت جانستون تهيه شده است. ـ نقشه ايران ، افغانستان و بلوچستان Map of Persia Afghanistan Baluchistan : در اطلس نوين جهان Modern Atlas of the World كه در سال ۱۹۰۹ در مؤسسه هاموند چاپ شده است. ـ نقشه ايران The Map of Iran : در اطلس بين المللى جهان Cosmopolitan World Atlas Centennial Ed : 1856-1956 در سال ۱۹۵۶ توسط مؤسسه مك نالى تهيه شده است.

 ۲ ـ در كتابهاى خطى «مغاص اللثالى » و «متارالليالى» تأليف محمدعلى سديدالسلطنه كبابى بندرعباسى رونوشت سندى به خط عربى وجود دارد كه پدران وبزرگان حكام كنونى رأس الخيمه وشارجه به اتفاق عده ديگرى از ساكنان جزاير تنب، ابوموسى و سيرى، حقانيت ايران را در مالكيت جزايرتأييد كرده و صريحاً اعلام داشته اندكه برخى سالها براى تعليف احشام خود اين جزاير يا برخى از آنها را براى علفچراى احشام خود از حاكم ايرانى بندرلنگه اجاره مى كرده اند.

 ۳ ـ اعتراض مداوم ايران به اشغال جزاير توسط بريتانيا از ۱۹۰۳ به بعد ۴ ـ در ۱۳۷۳.1.20 يك كارشناس حقوق بين الملل كشور فرانسه ضمن بى اساس و موهوم خواندن ادعاى امارات در باره اين سه جزيره اظهار داشت كه از وزارت امور خارجه انگلستان ۵۰۰سند مبنى بر تعلق جزاير سه گانه به ايران به دست آورده است.

  
; ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۳


دلايل اهميت خليج فارس ۲

۱۱ـ در نامه كارگزارى اول بنياد خليج فارس به وزارت خارجه، به تاريخ ۲۸ قوس ۱۳۰۱ آمده است: «لرد كرزن نايب السلطنه هندوستان كه حال وزارت خارجه انگلستان است در سنه ۱۹۰۳ به خليج فارس و عمان آمده، درشارجه مجلس دربار منعقد نمود و خطبه به عربى در حضور شيوخ عمانى قرائت كرده، چون نكات مهم سياسى داشته، حال سواد آن لفاً تقديم داشت. كارگزار عباسى محمد على در اين سخنرانى لرد كرزن دو بار از واژه خليج فارس استفاده كرده است

۱۲ـ بازگرداندن جزاير سه گانه به ايران و پيش از تشكيل كشور امارات انجام شده است. بنابراين به طور منطقى و قانونى امارات نمى تواند اعتراضى به اين قضيه داشته باشد.

 ۱۳ـ اما از نظر حقوقى، سبق تصرف و تملك و استيلاى يد بر اشيا و مملكت خود دليل بر مالكيت و تصاحب بر آنهاست. درواقع، همان گونه كه در ادعاهاى بين اشخاص سبق تصرف و تملك و حريم و حق ارتفاق مشترك ساكنان در طول مسير رودخانه ها و …مرعى مى شود درخصوص مالكيت و يا حاكميت و يا انتفاع از آبراههاى طبيعى و مصنوع و رودخانه ها و درياها نيز اهالى يك سرزمين، شبيه به حق افراد، حقوقى دارند كه اعمال اجراى آن را به هيأت حاكمه و دولت خود محول داشته اند و دولت مانند وكيلى در اعمال حق آنان قيام و اقدام مى كند. در آن زمان حدود آبهاى ساحلى و منطقه نظارت (مصوب ۲۴ تير ۱۳۱۳) حدود حاكميت ايران در درياى سرزمينى به وسعت ۶ مايل دريايى (هر مايل دريايى برابر ۱۸۵۲ متر) معين شد و ۶ مايل ديگر نيز براى اجراى بعضى قوانين و قراردادهاى مربوط به امنيت و دفاع مملكت و يا تأمين عبور و مرور دريايى منطقه نظارت منظور شد. بعداً برطبق قانون اصلاحى (مصوب ۳۸/۲۲) مبناى ترسيم عرض درياى سرزمينى و منطقه نظارت دولت ايران در خليج فارس و درياى عمان هر يك به ميان ۱۲ مايل دريايى تعيين شد. بدين ترتيب، در حال حاضر، ۱۷ جزيره از جزاير متعدد خليج فارس در حاكميت ايران هستند كه به ترتيب از تنگه هرمز به سوى منتهى اليه شمالى خليج فارس عبارتند از: هرمز، لارك، لاوان، قشم، هنگام، تنب بزرگ، تنب كوچك، ابوموسى، فارور، بنى فارور، سرى (سيرى)، كيش، شيتوار، هندورابى، خارك، خارگو و فارسى. تاريخچه سكونت و حاكميت ايرانى ها و عربها در خليج فارس(پيش از اسلام) طبق گفته مورخانى نظير: دياكونف، كامرون، گيرشمن، دمرگان و پيرليا خليج فارس بخشى از سرزمينهاى تحت حاكميت عيلاميان بوده است، مى توان به اين نتيجه رسيد كه در غالب دوران حاكميت آنها، خليج فارس نيز جزو قلمرو حكومتشان بوده است. جورج كامرون دراين باره مى گويد: «شيلهاك ـ اين شوشيناك (۱۱۵۱ـ۱۱۶۵ پيش از ميلاد) داراى امپراتورى نيرومندى بود. وى بر «لبان» (بوشهر كنونى) در خليج فارس نيز فرمانروايى داشت، زيرا در آنجا، پرستشگاهى را كه «هوبان ـ نومنا» براى «كيريشيما» ساخته بود. او نيز يك پرستشگاه مشترك هوبان و كيريشيما را بازسازى كرد. «هرودوت» لبه جنوبى امپراتورى هخامنشى را شامل كرانه هاى ايران (در خليج فارس و خليج عمان) كرانه هاى متقابل و جزايرى مانند: قشم، هرمز، لارك، هنگام، بحرين و محرق معرفى كرد. اين نواحى به موجب بند ۶ ستون اول كتيبه بيستون داريوش بزرگ جزو ساتراپ (پادشاهى خودمختار از امپراتورى فدراتيو هخامنشيان) چهاردهم يا پارس بودند. در كل، مرزهاى ايران در اين دوره از خاور به رود جيحون، از باختر به رود فرات، از شمال به قفقاز و از جنوب به بحرين كرانه اى منتهى مى شد كه در زمان ساسانيان هم تقريباً به همين شكل بود. مورخان سده هاى نخستين اسلام مانند «طبرى» معتقدند كه نخستين ساكنان عرب جنوب خليج فارس از اوايل سده سوم ميلادى به آنجا روى آوردند. وى از پادشاهى عرب به نام «ساتيران» (ساطران) نام مى برد كه به بحرين (شامل حساء و قطيف كنونى) حمله مى كرد اما واكنش اردشير بابكان (بنيانگذار امپراتورى ساسانى در ۲۲۶ ميلادى) باعث شكست او شد. دلايل اهميت جزاير براى ايران از جزاير تحت مالكيت ايران در خليج فارس ۶ جزيره (ابوموسى، تنب بزرگ، هرمز، لارك، قشم و هنگام) كه در فواصل كوتاهى از هم قرار دارند، به دليل تشكيل خط قوسى دفاعى ايران اهميت بيشترى دارند. اين خط فرضى، شناخت چگونگى تسلط استراتژيك ايران بر راههاى كشتيرانى در تنگه هرمز را آسان مى كند. ارزش استراتژيك تنب بزرگ به دليل فاصله نسبتاً زياد از تنگه هرمز به تنهايى چندان نيست، اما بخشى از خط قوسى دفاعى ايران را تشكيل مى دهد. تنب كوچك به عنوان نقطه اى ارتباطى و پشتوانه اى براى تنب بزرگ اهميت دارد. ابوموسى نيز به عنوان بخشى از همان خط قوسى دفاعى، داشتن معادن اكسيد سرخ آهن و وجود حوزه نفتى مبارك در آبهاى نزديك آن از اهميت بسيار بالايى برخوردار است.

 

  
; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۳


دلايل اهميت خليج فارس۱

اين مطالب از روزنامه ايران سه شنبه ۳۰ تير ماه ۸۳  شماره ۲۸۵۸گرفته شده است.

 خليج فارس همواره يكى از مهمترين مناطق جهانى از نظر ژئوپوليتكى و ژئواستراتژيكى بوده كه برخى از دلايل آن چنين است:

 ۱ـ در بازرگانى دريايى جهانى اهميت زيادى دارد، چون آسيا را به اروپاو آفريقا وصل مى كند.

 ۲ـ بزرگترين و مهمترين انبار انرژى دنياست. دكتر «عبدالناصر همتى » استاد اقتصادانرژى دانشگاه تهران در تبيين اهميت خليج فارس مى گويد: «ميزان مصرف نفت خام جهان در ۱۰ سال آينده حدود ۹۰ميليون بشكه در روز پيش بينى شده است... از آنجا كه پيش بينى شده است عرضه نفت خام از سوى كشورهاى غيرعضو اوپك طى ۱۵سال آينده كاهش يابد تأمين افزايش تقاضاى نفت خام به عهده كشورهاى عضو اوپك است.» از ۱۱كشور عضو اوپك ۶كشور (ايران، عراق، كويت، قطر، عربستان و امارات) در منطقه خليج فارس واقع شده اند. از سوى ديگر، براساس ارزيابى وزارت انرژى آمريكا در سال۲۰۲۰ توليدنفت خام كشورهاى حوزه خليج فارس به ۴۲‎ميليون بشكه در روز و صادرات آنها به ۳۷ميليون بشكه در روز مى رسد كه به ترتيب معادل ۳۸درصد و ۵۶درصد كل توليد و صادرات دنيا خواهد بود.

 ۳ـ بنا به گفته «لوئيس وپكس» زمين شناس شركت «استاندارد اويل نيوجرسى» در خليج فارس ۴۰هزار مايل مربع مناطق زيردريايى بسيار غنى نفتى و ۲۱درصد زمينهاى زيردريايى غنى دنيا وجود دارد. ۴ـ برخى از معادن كرانه هاى خليج فارس و فلات قاره و جزاير عبارتند از: خاك سرخ، نمك، سنگ شيشه، گوگرد، زرنيخ، سرب، مس، آهن، قلع، كلر، منگنز، زاج، جيوه و كروميت، ماهى، مرواريد و مرجان نيز منابع ثروت ديگرى در خليج فارس هستند.

 ۵ـ تنگه هرمز مهمترين گذرگاه نفتى جهان است، چون در صورت قطع صدور نفت از اين راه ـ حتى براى مدتى كوتاه ـ حيات اقتصادى كشورهاى صنعتى و همچنين صادركنندگان حاشيه خليج فارس به خطر مى افتد.

 

دلايل تعلق خليج فارس به ايران

 ۱ـ از نظر تاريخى اسناد ومدارك زيادى درباره پيشينه تاريخى نام خليج فارس وجود دارد. براى مثال، از سده هفتم پيش از ميلاد بسيارى از جغرافيدانان يونان باستان نظير «طالس»، «آتاكسى ماندر»، «هكاتوس»، «امراتوستن» و «استرابون» در آثار خود از خليج فارس نام برده اند. به علاوه در آثار بسيارى از جغرافيدانان و تاريخ نگاران عرب از صدر اسلام به بعد، اين نام به چشم مى خورد از جمله: «ابن فقيه»، «ابن خرداد به خراسانى»، «طبرى»، «مسعودى»، «ابن حوقل»، «ابوريحان بيرونى» ، «ياقوت بن حموى» و... برخى از آثار مهمى كه در آنها از نام خليج فارس استفاده شده است، عبارتند از: الف: در صفحه ۴۵۷ دايرة المعارف «البستانى» كه درسال۱۸۸۳ در بيروت به چاپ رسيد، نام صحيح خليج فارس به كار رفته و منظور از خليج العربى، درياى سرخ ذكر شده است. ب: «المنجمد» معروف ترين دايرة المعارف دنياى عرب نيز از نخستين چاپ خود هميشه از نام خليج فارس استفاده كرده است. پ : در صفحه ۶۲۸ جلد ۲۱ دايرة المعارف آمريكانا، خليج فارس را بازويى از اقيانوس هند دانسته و نام قديمى آن را Persicus Sinus ذكر مى كند. در نقشه جهان و نقشه ايران ضميمه آن نيز به طور صريح و روشن نام خليج فارس قيدشده است. ت : لرد كرزن وزير خارجه وقت انگليس در صفحات ۴۶۴ و ۴۶۵ جلد دوم كتاب معروف خود به نام «ايران و قضيه ايران» به سال۱۸۹۲ از نام صحيح خليج فارس استفاده مى كند.

 ۲ ـ زمانى كه در سال ۱۸۴۰، حاج ميرزاآغاسى صدراعظم ايران رسماً مالكيت كشورمان بر تمامى جزاير خليج فارس را اعلام كرد، بريتانيا يا هر حكومت ديگرى در آن هنگام و يا پس از آن رسما ًمخالفتى نكردند.

 ۳ـ تعداد زيادى از نقشه هاى انگليسى، فرانسوى، اتحاد شوروى و... از سده هجدهم يا حتى برخى نقشه هاى قديمى تر پيش از آن تعلق بيشتر جزيره هاى خليج فارس را به ايران اثبات مى كند.

 ۴ـ از زمان امپراتورى عيلاميان (هزاره دوم پيش از ميلاد تا ۶۴۵ پيش از ميلاد) تاكنون غالب جزاير خليج فارس بخش جدايى ناپذير سرزمين ايران بوده است. ضمن اينكه پيشينه تشكيل رسمى هيچكدام از كشورهاى عربى حوزه خليج فارس به ۱۰۰سال هم نمى رسد. قديمى ترين كشور در ميان آنها عراق است كه سال۱۹۲۴ پس از فروپاشى امپراتورى عثمانى از سه پاشاليك (استاندارى) بصره، بغداد و سليمانيه زير نفوذ بريتانيا تشكيل شد. جديدترين هم امارات و قطر هستند كه درسال۱۹۷۱ به فاصله اندكى وجودشان رسميت يافت.

 ۵ـ از ۱۵۰۷ تا ۱۵۶۰ در تمامى موافقتنامه هايى كه پرتغاليها، اسپانياييها، انگليسيها، هلنديها، فرانسويها و آلمانيها با دولت ايران يا هر پديده سياسى ديگر در خليج فارس امضا كرده اند، از نام خليج فارس استفاده شده است.

 ۶ـ مطابق يكى از مفاد عهدنامه مجمل يا قرارداد جونز كه در ۱۹مارس ۱۸۰۹ (۱۲۲۴ قمرى) در تهران به امضا رسيد، دولت انگليس حاكميت ايران را بر خليج فارس به رسميت شناخت و متعهد شد هرگاه دولت ايران در اين منطقه نياز به كمك داشته باشد، ناوگان خود را در اختيارش بگذارد وكشتيهاى مزبور تنها از نقاطى كه دولت ايران اجازه مى هد، حق عبور داشته باشند.

 ۷ـ نخستين قرارداد عمومى و مهمى كه شيوخ و اعراب ساحل جنوبى در آن شركت كرده و رسماً تعهداتى را به عهده گرفته اند، قرارداد عمومى سال۱۸۲۰ است به امضاى ژنرال «سرويليام گرانت كاير » از سوى بريتانيا و ۱۱نفر از شيوخ سواحل جنوبى خليج فارس تحت عنوان General Treaty with the Arab Tribes of the Persian Gulf كه البته در متن قرارداد نيز هرگاه اشاره اى به درياى جنوب ايران شده، نام خليج فارس آمده است.

 ۸ـ «ويليام راجرز» وزير امور خارجه پيشين آمريكا در گزارش مورخ ۱۹۷۱‎/۲۶ خود درباره سياست خارجى آمريكا از نام صحيح خليج فارس استفاده مى كند. همچنين «زبيگنيو برژينسكى» مشاور امنيت ملى كارتر در كتاب خود به نام «Game plan» از همين واژه استفاده مى كند.

۹ـ سازمان ملل متحد (كه ۲۲ كشور عربى عضو آن هستند) دست كم در دو نوبت نام تاريخى و تغييرناپذير درياى بين ايران و شبه جزيره عربستان را رسماً خليج فارس ذكر كرده است: الف) طى يادداشت شماره UNAD/Qen5 مارس ۱۹۷۱ ب) طى يادداشت شماره (C) ۴۵۸۲ UNLA ۱۰ آگوست ۱۹۸۴ نام رسمى درياى جنوب ايران و خاور شبه جزيره عربستان، خليج فارس اعلام شد. به علاوه، كنفرانس سالانه سازمان ملل متحد درباره «هماهنگى در مورد نامهاى جغرافيايى» همه ساله به نام خليج فارس تأكيد كرده است.

۱۰ـ در دو نامه سفارت انگلستان در ايران به وزارت امور خارجه ايران به تاريخهاى ۴ رجب ۱۳۲۱ و ۲۱ ذى الحجه ۱۳۲۱ به ترتيب ۴ و ۳ بار از واژه خليج فارس استفاده شده است.

  
; ساعت ۸:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۳


رفع مشكلات

با سلام به دوستان

خوشبختانه مشكلات فنی بوجود آمده در روز های اخير بر طرف شد .در اين مورد نيز تجارب مفيدی به دست آمد .اميد وارم مطالب جديد جبران گذشته را بنمايد

  
; ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸۳


 

تا اطلاع ثانوی مطالب جديد را در وبلاگ جايگزين به آدرس :

http://choobineh.blogspot.com

ملاحظه فرماييد.

  
; ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۳


اعتذار

متاسفانه به علت مشکلات فنی در حال حاضر امکان ارائه مطالب جديد وجود ندارد. به محض آماده شدن ؛ با مطالب جديد درخدمت دوستان خواهم بود.

  
; ساعت ٢:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۳


ديدن زمين از چشم ماهواره ها

اگر مايليد تصوير سطح زمين رااز چشم دوربين  ماهواره ها به طور زنده ببينيد ؛ lينجارا کليک کنيد.

 

در اين سايت علاوه بر ديدن تصاوير ماهواره های مختلف ؛ می توانيد موقعيت فعلی ماهواره مورد نظر خود را نيز تشخيص دهيد.

  
; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳


مطالبی در مورد استان ها

آدرس دوم يادداشت قبلی به تفکيک هر استان  لينکی دارد که مطالب مربوط به ان استان را ارائه می کند.

  
; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳


منبعی برای جغرافيای ايران

دو آدرس برای دريافت مطالبی در مورد جغرافيای ايران برای استفاده دوستان ارائه می کنم.

 

آدرس اول

 

آدرس دوم

  
; ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۳


فرهنگ واژه های تخصصی

  پايگاه ملی داده های علوم زمين ؛ در سايت خود فرهنگ واژ های تخصصی علوم  زمين را ارائه کرده است .در اين فرهنگ واژگان تخصصی زمين شناسی؛ جغرافيا؛ آتشفشان؛زلزله؛ معدن؛نفت؛ کانه آرايی و ... را می توانيد به همراه تصاوير متنوعی مشاهده کنيد. استفاده اين فرهنگ آن لاين را به همه معلمان جغر افيا توصيه می کنم.

آدرس اين فرهنگ را از اينجا می توانيد دريافت کنيد

  
; ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ مهر ۱۳۸۳