هدف هاي اين وبلاگ ارتقاي آموزش جغرافیا ارتقاي ديدگاه هاي منطقي معرفي برخي از شيوه هاي نوين آموزش ايجاد پل ارتباطي بين همه کساني که به جغرافیا وآموزش جغرافیا علاقه مندند پاسخ به پرسش هائي که در زمينه کتاب هاي درسي جغرافیا مطرح مي شود معرفي برخي از وب سايت ها و نرم افزارهاي مناسب جغرافیا طرح پرسش ها ،اخبار و سرگرمي هاي جالب جغرافیا مخاطبان وبلاگ دانش آموزان ، معلمان جغرافیا و علوم ، دانشجويان جغرافیا ، استادان آموزش جغرافیا و همّه کساني که به جغرافیا و آموزش آن علاقه مندند

تبريک سال نو

 

عيد نوروز بر همه عزيزان مبارک

  
; ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ اسفند ۱۳۸٢


سايتی برای معلمان جغرافيا

Apple Globe  اين سايتی برای معلمان جغرافياست که می توانند در تدريس از آن ايده بگيرند.

  
; ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ اسفند ۱۳۸٢


کاربرد رايانه در آموزش جغرافيا- قسمت چهارم

آينده نظام آموزشي در عصر اطلاعات و ارتباطات :

«در دنياي تغييرات سريع ، دانش پژوهان وارثان آينده مي باشند و كساني كه بادانش روز آشنايي ندارند، خود را آماده زندگي در جهاني مي يابند كه ديگر وجود ندارد، آنها نمي توانند به كمك دانش و تجارب خود به حل مسايل و مشكلات روزمره بپردازند .چون ماهيت مسايل امروز با گذشته فرق مي‌كند. لذا راهكارهاي قديمي كارايي و اثربخشي خود را از دست داده و نياز به شناخت و استفاده از ابزار جديد است .اگر احساس مي كنيد نياز به آموختن نداريد ،مطمين باشيد كه عصر كارايي و مفيد بودن شما در حال به سر رسيدن است و به زودي چاره أي به جز خروج از صحنه نخواهيد داشت»[1]  امروزه «بخش آموزش در يك نگاه تقابلي به سه نوع بستر در قالب :

آموزش كلاسيك C-Learning

آموزش الكترونيكي E-Learning

و آموزش نوين حضوري O-Learning

روبه روست و در هر كدام نوع ديگري از ارتباط طرفين آموزش (معلم و متعلم ) مطرح است. تدريس و تحصيل در هر كدام از اين بسترها تغيير نگرش در رفتار آموزشي ،ساختار تحصيلي و ارايه محتوا را مي‌طلبد و استفاده به جا از هركدام از بسترها نيازمند بررسي عميق تري مي باشد. تغيير در رفتار آموزشي و هم چنين در تصوري كه از سيستم آموزشي وجود دارد با نياز به استفاده از محتواي آموزشي بدون وابستگي به زمان و مكان (و فرد مدرس ) همراه شده است و نياز به دسترسي با محدوديت كمتر به اطلاعاتي كه از شبكه هاي مختلف وجود دارد و هم چنين يادگيري سريع تر و (بهتر) عجين شده است. مقايسه انواع آموزش و مقايسه اجباري و دايمي آن با آموزش متعارف ، از يك طرف زمينه را براي به چالش كشيدن و نشان دادن قابليت هاي و يا عدم توانايي هاي هر يك مهيا ساخته است و از طرف ديگر، خصيصه مثبت آموزش هاي نوين با امكانات چند رسانه‌اي خود و عدم وابستگي به حالات روحي موضعي و يا دوره‌اي مدرس (و فراگير) و با ادعاي كيفيت بالاتر و ارايه بهتر دانش (با شعار در اختيار داشتن خصيصه هاي مثبت آموزش حضوري )، متعلم را در شرايط بهتر قرار داده است و معلم را وادار كرده در ارايه تدريس خويش (قدري) فكورانه تر حركت كند ،»[2] به اين ترتيب ما نيز در 4 بعد مي توانيم در آيند ه نظام آموزشي را مورد توجه قرار دهيم .

1- آينده و دانش آموزان در عصر ارتباطات و اطلاعات : در اين دوره كه هم‌اكنون نيز بخشي از آن را طي كرده‌ايم، دانش‌آموزان به دليل فراغت‌هاي ذهني بيش‌تر و آستانه تحمل بالاتر در اين زمينه، پديده هاي نويي دارند كه قادر خواهند بود دست به ابتكارات ارزنده‌اي در زمينه توسعه آنچه كه به آنان معرفي شده است بزنند. اغراق نيست اگر ادعا كنيم كه هم اكنون دانش آموزان از معلمان خود جلو افتاده اند .

2- آينده معلمان در عصر اطلاعات و ارتباطات : طبيعي است كه اگر معلمان نخواهند خود با اين تغييرات هماهنگ نمايند جايگاه خود را متزلزل خواهند يافت .داشتن سواد رايانه‌اي، سواد فناوري و شناخت ادبيات خاص شبكه هاي اطلاع رساني از مقدمات ضروري حرفه‌ي هر معلم در اين عصر است اما نكته‌اي كه نبايد از آن غفلت نمود آن است كه معلمان با توجه به نقش جديدي كه در اين دوران ايفا مي كنند بهتر از هر كسي مي تواند به آموخته هاي فراگيران جهت صحيح داده و از انحراف يادگيري جلوگيري به عمل آورند .نكته ديگر آن كه سرعت توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات به حدي است كه مانند ساير تحولات آموزشي نمي توان انتظار داشت كه معلمان فعلي نظام آموزشي را متاثر نمي سازد بلكه بر عكس تاثير آن بر معلمان موجود در نظام آموزشي بيشتر خواهد بود و يا بيشتر بايد باشد .مسامحه در آماده سازي معلمان براي آشنايي با پيامدهاي عصر اطلاعات ممكن است توسعه اين فناوري را در نسل بعد به تاخير بياندازد .

3-آينده برنامه درسي جغرافيا در عصر اطلاعات و ارتباطات: طبيعتأ‌آموزش جغرافيا نيز همانند ساير آموزش ها از توسعه فناوري در عصر اطلاعات و ارتباطات متاثر خواهد شد و اصراربر حفظ و ضع موجود ناشي از عدم درك چنين فضايي در مقابل روي برنامه ريزان ،معلمان و جغرافيا دانان خواهد بود .اما تجربه ثابت كرده است كه جغرافيدانان به دليل ديد كل نگر و آرايش و سازماندهي ذهني مبتني بر آموزش هاي جغرافيايي در هر موقيعت جديدي توانسته اند از فرصت ها به بهترين نحو ممكن استفاده نمايند و تهديد هاي بيروني را به فرصت هاي دروني تبديل نمايند .شايد از نادر رشته هاي علمي باشد كه سابقه‌اي بسيار ديرينه در پرداختن به موضوع فناوري اطلاعات در مباحث علمي خود دارد در اين مورد مي توان به سنجش از دور(دوركاوي) و سيستم هاي اطلاعاتي جغرافيايي ‌‌G.I.S)) اشاده نمود كه نمو نه هاي آشكاري از ورود فناوري اطلاعات به موضوعات جغرافيايي است و طبيعتأ يكي از راه كارهاي موثر براي ترسيم چشم انداز آينده برنامه هاي درسي جغرافيا د رعصر اطلاعات ,پرداختن به موضوعاتي از اين دست مي باشد .

          4-آينده مدارس در عصر اطلاعات و ارتباطات : شايد شما هم اصطلاح مدارس بدون ديوار يا كلاس‌هاي on line را شنيده باشيد .شايد هيچ عبارتي به اندازه مدارس بدون ديوار نتواند چهر ه آينده مدارس در عصر اطلاعات  را به خوبي ترسيم كند .مدارسي كه در چند سال آينده به وجود خواهند آمد در محدوده فيزيكي مدارس فعلي نخواهند گنجيد. طبيعتأ در محدوده برنامه هاي درسي فعلي نيز جاي نمي گيرند و دانش آموزان اين مدارس در سطح دانش معلم هاي خود نيز متوقف نخواهند شد و به سرعت ثانيه‌اي مي توانند در اقصي نقاط جهان دست به تعامل و هم انديشي در مورد موضوعات مورد علاقه خود بزنند .«مدارس بدون ديوار ،مدارس قرن 21 هستند .چنان چه ايده تلويزيون دوسويه (Interaction tv) عملي شود (كه قرار بود تا سال 2000عملي شود و در حال حاضر امكانات تكنولوژيكي آن وجود دارد). دانش آموزان خواهند توانست با يك ارتباط دو طرفه تلويزيوني با معلم يا مراكز آموزشي گوناگون، آموزش ببينند و بدين ترتيب نيازي به حضور در مدرسه نباشد .در حال حاضر  نيز ارتباط روي خط (on line) با اشخاص در سراسر گيتي ، دانش‌آموزان را قادر مي‌سازد كه فهم خود را از جهان و جايگاه خود در جهان توسعه دهند. اتصال دانش آموزان به شبكه هاي جهاني با داشتن يك رايانه خانگي (pc) يك دستگاه مودم ، براستراتژي هاي تدريس و يادگيري تاثير خواهند گذاشت و ضمن افزايش علاقه آنان به يادگيري برديدگاه هاي آنان درمورد شباهت ها و تفاوت هاي فرهنگي، زبان ، جغرافيا ، محيط و سياست موثر خواهدبود. توانايي شبكه هاي جهاني در استفاده از مستقيم افراد از اطلاعات چاپ نشده و فيلتر نشــده (un fillered) موجب شده است كه تماس هاي اجتماعي و اقتصادي –سياسي قابل توجهي ميان مردم شكل بگيرد و اطلاعات به شكل واقعي تر، مشخص تر و قوي تر در اختيار مردم قرار گيرد. در اين باره خبري كه چندي پيش در روزنامه ها درج شده است، قابل توجه است . (دو دانش آموز آمريكايي با استفاده از شبكه اينترينت موفق به ساخت بمب ناپالم شدند ). پيتر داركر در ترسيم مدارس فردا يعني جامعه پس از سرمايه داري (post Captalism) و نظام آموزشي جامعه دانش مدار و محصل مدار (Student Center) آينده مي گويد: در مدارس فردا، دانش آموزان، خود آموزگار و راهنماي خويش خواهند بود و از برنامه هاي رايانه‌اي نيز به عنوان ابزار كار تعليم بهره مند خواهند شد. در واقع دانش‌آموزان هر چقدر جوان تر باشند، رايانه براي آنها جاذبه بيش‌تر و كاربرد فراوان‌تري خواهد داشت و با موفقيت بيش‌تري در خدمت هدايت و تعليم آن‌ها خواهند بود. وي در جاي ديگري به عوض شدن نقش هاي معلم و شاگرد در نظام آموزشي آينده اشاره مي كند و مي‌گويد: در حال حاضر مواد درسي و موضوعاتي مانند :خواندن و نوشتن رياضيات ، هجي كردن لغات ، رويدادهاي تاريخي ، زيست شناسي و حتي زمينه هاي پيشرفته‌اي چون جراحي اعصاب ، تشخيص طبي و بسياري از رشته هاي مهندسي را به بهترين نحو مي توان از طريق برنامه هاي نرم افزاري رايانه‌ا‌ي فرا گرفت. معلم در اين نظام ، جامع علوم نيست و فقط نقش ايجادكننده انگيزه ، هدايت‌گري و تشويق دانش‌آموزان را بر عهده دارد .»[3]

بنابراين در آينده‌اي نه چندان دور با مدارسي روبه رو خواهيم بود كه وجود خارجي ندارند اما دانش‌آموزان واقعي، برنامه‌هاي درسي واقعي را دريافت مي‌كنند و معلماني خواهيم داشت كه هرگز به شكل مستقيم دانش‌آموزانشان را نمي بينند. در چنين مدارسي، دانش آموز از محل زندگي خود در هر ساعت از شبانه روز مي تواند آموزش هاي مورد نظر خود را دريافت كند .آيا اين مدارس در انجام وظايف خود موفق خواهند بود ؟

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1] - مروري بر مقوله آموزش در عصر ارتباطات و آشنايي با اصول و انتظارات از يك سيستم آموزش الكترونيكي كارآمد، فرهاد دولت‌آبادي، اولين همايش آموزش الكترونيكي، خرداد 82، ص 3.

[2] - C-Learning, E-Learning, O-Learning ، دكتر نادر حقاني، اولين همايش آموزش الكترونيكي، خرداد 82، ص 29.

[3]- قرن اطلاعات و جامعه مجازي ،ابوالفضل ذوالفقاري ،مجله سروش سال نوزدهم شماره 834.ص8به نقل از دراكر ،پيتر ،اف .جامعه پس از سرمايه داري ترجمه محمود طلوع .موسسه خدمات فرهنگي رسا .تهران 1374.

  
; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ اسفند ۱۳۸٢


سايتی برای دريافت ساعت خورشيدی

در اين سايت می توانيد موقعيت خورشيد و وضع محل خود را ببينيد

  
; ساعت ٤:٥٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸٢


کاربردرايانه در آموزش جغرافيا قسمت سوم

توانايي‌هاي رايانه براي كمك به آموزش

          در بحث ضرورت فراگيري مهارت‌هاي رايانه‌اي براي شهروندان قرن حاضر به اين نكته اشاره شد كه بدون آموختن اين مهارت‌ها و بدون اطلاع از فناوري اطلاعات زندگي بشر دچار مشكلات زيادي خواهد شد. حال اين پرسش مطرح است كه اين مهارت‌ها و دانش‌ها را كجا بايد عرضه كرد؟ در چه زماني ارائه‌ي اين آموزش‌ها مؤثرتر خواهند بود؟ آيا صرفاً داشتن سواد رايانه‌اي براي انجام وظايف شهروندي و زندگي روزمره كافي است؟ طبيعي است كه براي پاسخ به اين پرسش‌ها اقتضا مي‌كند به زيرساخت‌هاي جامعه توجه جدي كنيم ودر رأس اين امور بحث پيچيده‌ي آموزش مطرح است. رايانه‌ها حداقل به 3 شكل مي‌توانند گره‌گشاي مسائل روبه‌روي ما باشند:

رايانه‌ها براي كمك به مهارت‌هاي عمومي شهروندان

رايانه‌ها به عنوان ماشين‌هاي محاسب قوي و سريع

رايانه‌ها به عنوان وسيله‌اي براي توليد و انتقال دانش

تقريباً مي‌توان ادعا كرد كه در همه‌ي زمينه‌هاي زندگي بشر، رايانه‌ها قادر به دخالت و كمك هستند شايد مثال معروف سيستم كشاورزي امريكا را شنيده باشد. زماني كه توانايي تكنولوژيك توليد روزمره اطلاعات رقومي ازطريق ماهواره‌ها به‌وجود آمد، در مناطق وسيع كشت در ايالات متحده، كشاورزي مي‌توانست بدون حضور در مزرعه نسبت به ميزان رشد، نيازهاي اوليه‌ي كشت و حتي بيماري‌هاي گياهان در مزرعه خود ازطريق مقايسه تصاوير ماهواره‌اي مطلع شود. درمورد ساير امور نيز موضوع از همين منوال است. زماني كه خودروي خود را به پاركينگ تحويل مي‌دهيد، زماني كه در يك هتل بزرگ اتاقي را اختيار مي‌كنيد، زماني كه قبض‌هاي آب و برق و تلفن را مي‌پردازيد و حتي زماني كه با تلفن همراه خود ارتباط برقرار مي‌كنيد، سيستم تصفيه‌ي آب شهري، خدمات برق‌رساني و روشنايي شهرها و هزاران مثال ديگر درمورد استفاده عمومي از رايانه‌ها را مي‌توانيم برشمريم.

          دانش بشري هر 5 سال يك بار دو برابر مي‌شود و مي‌گويند دانش اوليه بشري به اندازه‌اي بوده است كه امروزه بچه‌ها قبل از رسيدن به سن آموزش‌هاي رسمي بيش از آن مي‌دانند. داشت، نگهداشت و انباشت اين مجموعه از اطلاعات عملاً در سيستم‌هاي سنتي بايگاهي ميسر نيست. در بسياري از كشورها، آمار حياتي (زاد و ولد و مرگ و مير) به وسيله‌ي رايانه‌ها ثبت و ضبط مي‌شود. انجام بسياري از تحليل‌هاي آماري بدون رايانه‌ها ممكن نيست و نتايج سيستم غيررايانه‌اي چندان قابل اعتبار نمي‌باشد. مهم‌تر آن كه سرعت و دقت در انجام محاسبات رايانه‌اي به حدي با روش‌هاي معمولي تفاوت دارد كه در استفاده از رايانه‌ها ترديدي به‌وجود نمي‌آيد.

          آن‌چه كه از دو قسمت ديگر اهميت بيش‌تري داشته و به موضوع مورد بحث كمك بيش‌تري مي‌نمايد. مسئله‌ي استفاده از رايانه‌ها براي توليد و انتقال دانش است و مي‌خواهيم بدانيم كه به‌كارگيري رايانه‌ها براي پرداختن به دانش بشري چه تفاوتي با نپرداختن به آن دارد و عمدتاً تأكيد بر مسائل آموزشي مي‌تواند پاسخگوي اين سؤال يا سؤالاتي نظير آن باشد. امروزه پيوستن رايانه‌هاي شخصي به شبكه‌هاي ارتباطي عرصه ديگري را به‌ويژه براي مطالعه فراهم مي‌كند. فراگيران مي‌توانند با سرعت زياد و به قيمت نسبتاً ارزان با همسالان خود در قاره‌هاي ديگر پيام رد و بدل كنند و به يادگيري حالت جالب‌تري بدهند. يكي از مهم‌ترين مشخصات اين تحول جديد آن است كه رايانه هاي شخصي نوعي مشاركت دريادگيري را تشويق مي كنند و به فراگيري اجازه مي دهند (واغلب از او درخواست مي كنند )كه در تصميم گيري درباره چگونگي برخورد با پروژه آموزشي نقش فعالي داشته باشد ومعمولأ با فلسفه رهايي روند يادگيري از محدوده فيز يكي هر موسسه آموزشي خاص هماهنك اند (مدارس بدون ديوار)[1]با بهره گيري از فناوري اطلاعات ،آموزش‌گيران قادر خواهند شد تا اطلاعات بيشتري را در مدت زمان كوتاه‌تري جذب كنند .پروژه هاي مطالعاتي در زمينه تاثير تكنولوژي اطلاعات بر يادگيري ،بيانگر اين واقعيت است كه از زمان ورود اين فناوري به حوزه آموزشي ،انگيزه افراد در فراگيري افزايش يافته است .[2] استفاده از رايانه ،موانع زماني و مكاني را براي توليد و انتقال دانش پشت سر گذاشته و افق جديدي را پيش روي فراگيران گشوده است .بي ترديد آينده آموزشي از آن كساني خواهد بود كه توانايي استفاده از رايانه ها را داشته باشند خواه اين توانايي در جهت توليد دانش باشد و خواه در انتقال آن .

شبكه هاي اطلاع رساني:

 شايد اغراق نباشد كه ايجاد شبكه هاي اطلاع رساني در جهان را دوره بلوغ قابليت هاي آموزشي رايانه ها در دنياي امروز بدانيم .براي ورود به اين بحث نيز بايد اشاره شود كه «اطلاع رساني شاخه أي از فناوري است كه با موضوعاتي مانند :توليد اطلاعات ،پردازش و مرتب سازي و سازماندهي ا طلاعات ،نشر اطلاعات به روش هاي سهل الاستفاده و حتي الامكان سريع سروكار دارد و در اين رابطه هم به محتوا (يعني خود اطلاعات ) و هم به محمل و رساننده اطلاعات مي پردازد .منظور از اطلاعات نيز هر آن چيزي است كه يك نفر نياز دارد آن را درزمان و مكان مشخصي بداند . اگر كتاب را وسيله اي براي انتقال دانش و اطلاعات بشري بدانيم ، پس لوح گلي، پوست آهو، پاپيروس،كاغذ، ميكرو فيش، ميكروفيلم ، ديسك هاي نوري و مغناطيسي و حافظه هاي نوري نيز همگي مانند كتاب محمل‌هايي براي انتقال اطلاعات محسوب مي شوند .شايد عبارت كتابخانه الكترونيكي  (e-Lab) كمي شگفت انگيز باشد اما اكنون اين ايده ، يكي از مهم ترين اهداف اطلاع رساني در دنياي پيشرفته است و بشر امروزي در صدد آماده كردن بسترهاي تكنولوژيكي آن است .در آينده‌اي نه چندان دور،كتابخانه هاي الكترونيكي در گوشه و كنار دنيا با بيش از هزاران كتاب و مجله الكترونيكي و بانكهاي اطلاعاتي الكترونيكي در اختيارتان خواهد بود و شما در كمترين زمان ممكن از منزل يا محل كار خود به وسيله يك رايانه شخصي، يك خط تلفن و از طريق شبكه اطلاع رساني به تمامي آنها دسترسي خواهيد داشت ».[3]

در كشور ما تقريبأ عبارت شبكه اطلاع رساني را معادل JINTERNET به كار مي برند در حالي كه  ما مي بايست براي اطلاع بيشتر از چند وچون شبكه هاي اطلاع رساني با اصطلاحات بيشتري نظير اينترنت، اينترانت، اكسترانت، آموزش الكترونيكي، مدارس مجازي،  IT, ICT آموزش از راه دور و بسياري از اصطلاحات ديگر آشنا شويم در ادامه اين بحث اميد واريم بتوانيم تا حد امكان اين اطلاعات را در اختيار خوانند گان بگذاريم .اما بد نيست پيش از ورود به ساير مباحث ذكر شده با نمونه‌اي از تجارب موجود در زمينه شبكه هاي اطلاع رساني آشنا شويم .«در سال 1994كانادا اين هدف را دنبال كرد كه هر مدرسه و كتابخانه اين كشور داراي رايانه‌اي متصل به اينترنت باشد .سياستمداران استان هاي كشور احساس مي كردند كه براي پيشرفت كانادا بايد از اقتصاد متكي به منابع سنتي كانادا فراتر بروند و نسل جوان را براي جهان دانش محور آماده سازند .سال 1999 كه رسيد كانادا ديگر مي توانست به خود ببالد زيرا نخستين كشوري بود كه هر مدرسه يا كتابخانه آن دز صورت تمايل مي‌توانست به شبكه اطلاع رساني جهان و صل شود .در كانادا سياستگذاري آموزش و پرورش جزو مسؤليت هاي مقامات استاني است .هر استان بودجه خاصي براي آموزش و پرورش در اختيار دارد .به همين ترتيب هر استان در مورد اين كه چگونه و چه وقت رايانه به مواد درسي در آميخته شوند ،ديدگاه هاي خاص خود را دارند .مثلأ در ايالات آلبرتا ،مواد درسي از همان كلاس اول با رايانه در آميخته است اما در ايالت اونتاريو معمولأ تا كلاس هفتم چنين امكاني داده نمي شود (يكي ديگر از اهداف ) اين است كه آموزگاران استفاده از رايانه را بياموزند .البته نه فقط به  عنوان ابزاري براي آموزش بلكه به عنوان ابزاري براي دگرگون كردن ماهيت كلاس درس يت كليفورد رئيس شبكه گاليله مي‌گويد: در اين طرح، مدرسه‌ها براساس الگوي صنعتي تجهيز و راه‌اندازي مي‌شوند. در كلاس هاي ابتدايي خاصيت دستگاه ها و ابزارها آموزش داده مي‌شود و سال به سال آموزش پيشرفته تر مي شود .اين آموزش بسيار ساخت مند و سلسله مراتبي است . وي مي‌گويد : در اين طرح ، دانش آموزان نسبت به آموزش خود مسؤل تر هستند و آموزگار بيشتر نقش يك راهنما يا همواركننده راه را برعهده دارد .آموزگاراني كه تجربه آموزشي به كمك رايانه را دارند ،مي دانند كه نقش آنان تغيير خواهدكرد هر چند كه نقش آنان كما كان براي دانش آموزان حياتي خواهد بود .

آليس بريسجولي مدير اجزايي   School Net كانادا مي گويد :آنچه ما شاهد آن هستيم اين است كه رفته رفته آموزگاران كمتر وسط  گود خواهند بود و بيشتر حالت مربي كنار گود را پيدا مي كنند .اين يك تحول فرهنگي است ،تحولي كه زمان مي برد .وي اميدوار است كه چنين شيوه هايي از همان كلاس اول شروع شود .اگرآدم از اول شروع كند ،اين در فرهنگ دانش آموز باقي مي ماند آليسون آرمستر انگ از مولفان كتاب كودك و ماشين در كنفرانس آموزش و پرورش همگاني بريتيش كلمبيا در كانادا مي گويد: پيش از آن كه به مسئله دسترسي همگان به شبكه هاي اطلاع رساني جهاني بپردازيم و براي جلوگيري از اين كه مبادا رايانه به وسيله گران قيمتي براي حواس پرتي دانش آموزان در سر كلاس تبديل شود بايد يك نقطه اتكاي انساني در كلاس داشته باشيم .شايد هيچ فيلتري نتواند بر سر راه اينترنت گذاشت اما در مدرسه فيلترهايي وجود دارد. به اين فيلترها آموزگار مي گويند . [4]



[1] -كامپيوترهاي شخصي و سواد كنت لوين هادي عبراني ص 33(با اندكي دخل وتصرف )

[2] -فن‌ آوري اطلاعات در آموزش و پروزش مهدي فيضي رهيافت 25

[3]- اطلاع رساني چيست و چرا بايد آن را جدي گرفت ؟ علي اصغر شعر دوست محله سروش سال نوزدهم شماره 834 ص 6 .

[4] - آن‌ها به اينرنت وصل هستند اما چيزي هم ياد مي گيرند؟ شون فين دبير سرويس آموزشي در روزنامه گلوب اندميل تورنتو كانادا مجله پيام يونسكو شماره 370.شهريور 1380.ص13.

  
; ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٢


مختصات جغرافیایی واهمیت آن:

مختصات جغرافیایی واهمیت آن:

همان طور که پیدا کردن یک مکان جدید بدون داشتن آدرس آن مکان ممکن نیست ، انجام هر فعالیت جغرافیایی نیز بدون داشتن آدرس دقیق میسر نخواهد بود. مختصات جغرافیایی ، قراردادی است که بر اساس آن هر نقطه از سطح کره زمین دارای آدرسی دقیق خواهد بود و به عبارت دیگر با قبول قرارداد مختصات جغرافیایی هیچ دو نقطه ای را به لحاظ آدرس در سطح کره زمین نمی توان مشابه یکدیگر یافت.

قبل از پرداختن به جزئیات مربوط به مختصات جغرافیایی یا موقع ریاضی

مکانها ،لازم است کلیاتی که به درک بهتر مساله کمک می نماید را بدانیم. بر ای این که بتوانیم هر مکان را بر سطح زمین دقیقا پیدا کنیم از دو عامل جغرافیایی به نام طول و عرض جغرافیایی استفاده می کنیم .

طول و عرض جغرافیایی چیست؟

بر اساس قرارداد سطح کره زمین را با خطوطی فرضی در نظر آورید. بنا براین دوایر متعددی بر سطح کره زمین قابل تصور خواهد بود که اولا تعداد آنها آن قدر می تواند زیاد باشد که تمام سطح کره زمین را بپوشاند و ثانیااین دوایر فقط به شکل عمود بر هم قابل تصور باشند.این دوایر طول و عرض جغرافیایی نامیده می شوند.

عرض جغرافیایی:

بزرگترین دایره ای که سطح آن عمود بر محور فرضی (چرخشی) زمین باشد را سطح اِستوا و محیط این دایره را خط اِستوا می نامیم.تنها سطح اِستوا است که از مرکز زمین می گذرد و بقیه سطوح فرضی در بالا یا پایین نقطه مرکزی زمین قرار می گیرند. و طبعا سطحی کوچکتر نسبت به سطح اِستوا خواهند داشت.کمانی که بین خط اِستوا و هر یک از دو قطب شمال و جنوب، قرار دارد، مبنای درجه بندی عرض جغرافیایی هرمکان است. به عبارت دیگر عرض جغرافیایی هر نقطه از سطح زمین  فاصله  ی زاویه ای است که بین آن نقطه و خط اِستوا ایجاد می شود.زاویه ای که رأس آن در مرکز زمین قرار دارد. به طوری که اگر ازنقطه ای بر روی خط اِستوا و نقطه مورد نظر دو خط فرضی رسم کنیم که یکدیگر را در مرکز زمین قطع کنند،فاصله زاویه ای بین این دو خط( که برابر خواهد بود با اندازه کمانی که بر سطح زمین بین این دو نقطه قرار می گیرد.)عرض جغرافیایی  نقطه مورد نظر خواهد بود.البته باید توجه داشت که برای دو نیمکره زمین ،به کار بردن عبارت شمالی و یا جنوبی ضروری است زیرا بدون این تفکیک آدرس دقیق نخواهد بود.

طول جغرافیایی:

در سال 1884 میلادی در کنفرانس بین المللی جغرافیدانان و مهندسان که در واشنگتن دی. سی برگزار شد، مداری که از رصد خانه سلطنتی انگلستان واقع در گرینویچ، 8 کیلو متری لندن در ساحل جنوبی رود تیمز می گذشت  به عنوان مدار مبدا برای تعیین زمان بین المللی انتخاب شد. که سطح کره زمین را به دو نیمه 180 درجه ای تقسیم می کند. با این قرارداد  هر نقطه از سطح زمین دارای یک مشخصه بین المللی شد . در حال که تا قبل از آن هر کشوری به میل خود مبدائی را انتخاب می کرد. مثلا فرانسویها مداری را که از پاریس می گذشت ، ایتالیایی ها مداری را که از رم می گذشت و یا مکزیکی ها مداری را که از مکزیکوسیتی عبور می کرد ؛ به عنوان مدار مبدا می شناختند و البته مشخص است که چنین وضعی سبب می شد که رویه واحد و طبعا زمان واحدی هم بین کشور ها بوجود نمی آمد . با توجه به پیشرفتهای علمی ، صنعتی و تکنولوژیکی ، ضرورت وجود یک زمان واحد بین المللی   سبب شد تا این قرارداد وضع شود. در قرار داد جدید ، فاصله زاویه ای میان هر نقطه و نقطه هم عرض آن در روی نصف النهار گرینویچ، طول جغرافیایی آن نقطه خواهد بود. به عبارت دیگر ؛ زاویه ای که بین هر نقطه از سطح زمین با نقطه ای در همان عرض جغرافیایی بر روی نصف النهار گرینویچ طول جغرافیایی آن نقطه خواهد بود . و اندازه این زاویه برابر است با کمانی که بین این دو نقطه بر روی سطح زمین قرار دارد. در این حالت نیز رأس زاویه را در مرکز زمین تصور کنید. نقاطی که در سمت راست مدار گرینویچ واقع شده اند دارای طول جغرافیایی شرقی و نقاطی که در سمت چپ گرینویچ قرار می گیرند ،دارای طول غربی هستند که ذکر این عبارت لازم است در غیر این صورت آدرس صحیح نخواهد بود.

  
; ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٢


چگونه يک نقشه را توجيه کنيم؟

چگونه یک نقشه را توجیه نماییم؟

برای توجیه یک نقشه ، کافیست که جهت شمال را پیدا کنیم و با توجه به علامت شمال نقشه طوری بایستیم که جهت شمال نقشه با جهت شمال واقعی در یک سو قرار بگیرد. در این حالت است که تمامی راههای جهت یابی در شب و روز می تواند مورد استفاده قرار گیرد .و از جمله کاربردی ترین مواقعی که توجیه نقشه مورد استفاده جغرافیدانان قرار می گیرد ، به هنگام فعالیتهای میدانی است.و در عملیات صحرایی اساسا همه اقدامات تحقیقاتی موکول به جهت یابی و توجیه نقشه محل خواهد بود.

نقشه محل را بر روی زمین قرار می دهیم ؛ قطب نما را طوری روی نقشه می گذاریم که جهت عقربه شمال قطب نما با جهت شمال نقشه یکی باشد. حال نقشه و قطب نمای روی آن را آن قدر می چرخانیم تا جهت عقربه قطب نما ؛ شمال جغرافیایی نقشه و شمال واقعی هر سه در یک امتداد قرار بگیرد . در این حالت ما نقشه محلمان را توجیه کرده ایم و حالا می توانیم مطالعه خود را با مقایسه پدیده های قابل مشاهده در چشم انداز روبرو وهمان پدیده ها در روی نقشه آغاز کنیم.

راهنمای نقشه و علایم قراردادی در نقشه ها:

یکی دیگر از اجزای مهم زبان نقشه خوانی ، علائم قراردادی در نقشه هاست. آشنائی با این علائم سبب ساده شدن استفاده از نقشه ها خواهد شد. لازم است به این نکته توجه داشته باشیم که این علائم قراردادی هستند و بوسیله متخصصان جغرافیا تهیه و پیشنهاد شده اند. با این حال به جهت استفاده گسترده از آنها در سطح بین المللی ؛ مورد قبول همه قرار گرفته اند و به سادگی نیز نمی توان آنها را تغییر داد  مگر آن که دلایل قانع کننده ای برای تغییر آنها ارائه دهیم.در مجموع علائم معمولا به گونه ای طراحی می  شوند که استفاده کننده از نقشه کمتر نیاز مند به مراجعه مجدد به راهنمای نقشه خواهد بود.با این حساب برای تهیه علائم در نقشه اگر اصولی وضع شود ؛ امکان تحقق چنین امری ممکن خواهد بود. برخی از اصول که در تهیه علائم نقشه بکار گرفته می شود از این قرارند:

1-اصل تشابه در انتخاب علائم : در طراحی یک علامت ، ممکن است از طبیعت الهام گرفته شود.و تا جائی که امکان دارد سعی می شود. علامت شبیه پدیده مورد نظر باشد مثلا استفاده از شکل درخت برای نشان دادن باغ و یا استفاده از خطوط نردبانی شکل برای نشان دادن راه آهن .

2-اصل تداعی معانی : اگر نمایش یک پدیده بر روی نقشه با اصل تشابه امکان پذیر نباشد ؛ می توان علائم را طوری انتخاب کرد که تداعی کننده عارضه مورد نظر باشد.مثلا نمایش یک هواپیما که نشانگر فرودگاه است و یا نمایش یک لنگر کشتی که بیان کننده یک لنگر گاه می باشد. البته برخی نیز زبان رنگها را تداعی گر  بهتری می دانند از جمله نمایش دما با رنگ قرمز و یا بارش با رنگ آبی .در حالی که می دانیم هیچ یک از این دو پدیده ماهیت رنگی ندارند.   

                                                                                                            3- اصل کمیت پذیری:گاهی با استفاده از این اصل می توان اطلاعات لازم را باتغییر در تراکم و یا شدت وضعف بخشیدن به عامل مورد استفاده به نمایش گذاشت مثلا تراکم جمعیت را با افزایش نقاط جمعیتی بر روی نقشه نمایش می دهند و کمبود جمعیت را با کاهش  این نقاط . و یا افزایش عمق دریا ها را با غلظت بیشتر رنگ آبی نشان می دهند. همچنین افزایش تراکم هاشور ها در نقشه های شیب به معنای شیب بیشتر در آن منطقه است.

                                                                                                            4-ترکیبی از اصول فوق می تواند در تهیه علائم نقشه مورد نظر باشد.                                                                                                             

در تهیه علائم نقشه همچنین باید سه ویژگی را در نظر داشت. 1- صحت 2- دقت 3- زیبایی بر این اساس می توان در ساده ترین صورت ممکن علائم نقشه را به سه دسته تقسیم کرد :    1- علائم  نقطه ای

   2- علائم خطی

3-علائم سطحی( که ممکن است هندسی یا غیر هندسی باشد)

در علائم نقطه ای اشکال و پدیده ها یی مانند چشمه ها، چاه ها،  چادر ها،  خرابه ها،  نقاط کم اهمیت سکونتگاهی،  به شکل نقطه نشا ن داده می شود.

در علائم خطی؛ راهها ، رودخانه ها، خطوط مرزی  خطوط انتقال نیرو ، قناتها   به صورت خط نشان داده می شود.

در علائم سطحی ؛ سکونتگاههای شهری و روستایی با جمعیت متوسط و زیاد ، تپه های خاکی و شنی ، دریاچه های فصلی و د ائمی را با استفاده از یک سطح نمایش می دهند.علائم هندسی که بیشتر در نقشه های موضوعی استفاده می شود. مانند مربع ، دایره، مثلث که بزرگی و کوچکی این اشکال نسبت به هم،  اندازه آنها را نیز نشان می دهد.

دسته ای دیگر از متخصصان ، علائم قراردادی را به صورتهای دیگری تقسیم بندی می کنند  مثلا علائم نقطه ای ؛ ناحیه ای ؛ تصویری ؛ هندسی ؛ رنگی   ویا علائم تصویری را به انواع افقی ؛ قائم ؛ پرسپکتیو و سمبل تقسیم می کنند  و یا علائم را به دو گروه حقیقی و مجازی تقسیم نموده و هر گروه این طور تعریف می نمایند .علائم حقیقی ؛ علائمی هستند که عناصر وپدیده های فیزیکی و قابل رویت را می گویند. و علائم مجازی ؛ موضوعات غیر قابل مشاهده از جمله میزان سواد ، تراکم جمعیت ، امید به زندگی ، باروری و ... را می نامند.

در این زمینه  ؛ انواع علائم حقیقی  عبارت خواهند بود از :

-علائم فرهنگی شامل  پدیده های ساخت بشر مثل شهر ها ، راه ها ، فرودگاهها  که به رنگهای قرمز یا سیاه  نشان داده می شود.

-علائم هیدروگرافیکی مثل رود ها ، چشمه ها، دریاچه ها که به رنگ آبی دیده می شود.

-علائم هیپسو متریکی که ناهمواریهاو پستی و بلندیها  را نشان می دهند و اغلب با رنگهای سبز تا قهوه ای برای ارتفاعات   و از آبی کم رنگ تا آبی سیر برای اعماق استفاده می شود.

- علائم پوشش گیاهی  که متناسب با نوع درختان از جمله درختان خزان دار و بدون خزان ، پهن برگ یا سوزنی برگ و... از انواع رنگ سبز استفاده می شود.

تکنیک های علامت گذاری در نقشه :

                 1-تکنیک کروکروماتیک :  برای نمایش پراکندگی پدیده هایی که ویژگی کیفی دارند استفاده می شود. و عموما به صورت علائم سطحی ترسیم می گردد . نقشه های زمین شناسی ، خاک ، پوشش گیاهی ، پراکندگی مذاهب ، نژادها، با استفاده از زیپاتن یا لتراست

                2-تکنیک کروپلت : برای نمایش پراکندگی پدیده هایی که کمی و آماری هستند از این تکنیک استفاده می شود. در این نوع نقشه ها ؛ داده ها بر روی پهنه های آماری طبقه بندی و توزیع میشوند. برای این منظور از شدت و ضعف رنگ یا ترام های هاشور و نقطه استفاده می کنند  مثل نقشه شیب .

               3-تکنیک ایزو پلت : در این نوع نقشه ها ، مقادیر توسط خطوط هم ارزش نشان داده می شوند. در این نقشه ها فاصله بین دو کمیت را به اندازه مساوی تقسیم می کنند.در حالیکه در نقشه های ایزو متریک ( توپوگرافیک) هر منحنی درست از روی نقاطی عبور می کند که اندازه آن با رقم منحنی انطباق دارد.

                4-تکنیک نقطه ای : برای نمایش تراکم جمعیت یا موقعیت سکونتگاهها از این تکنیک استفاده می شود. 

                5-تکنیک کروگرافیک یا نمایش آماری یک موضوع به صورت نموداردایره ای بر روی نقشه

6- تکنیک دینامیک یا نمایش مقادیر کمی یا کیفی به وسیله پیکان روی نقشه پایه .

 

            7-تکنیک پراکندگی تصاویر  مانند آنچه در کتب درسی قدیم جغرافیا پدیده ها را با استفاده از تصاویر واقعی به منظور نمایش  پراکندگی آنها نمایش می دادند.

روش های نمایش ارتفاع در نقشه های مختلف:

سه قاعده موجود برای نمایش اختلاف ارتفاع در نقشه ها عبارتند از: استفاده از منحنی های میزان ، هاشور زدن و استفاده از رنگهای هیپسومتریک.

مقیاس رنگهای هیپسومتریک که برای نمایش تفاوت ارتفاع در خشکی ها به کار می رود عبارتند از:

0تا 200 متر رنگ سبز(البته بین 0تا200 متر نیز می توان با استفاده از انواع رنگ سبز طبقات ارتفاعی را مشخص تر کرد مثلا 0تا50 متر سبز بسیار روشن و 150 تا 200 متر سبز بسیار پر رنگ)

200 تا 1000 متر به رنگ زرد ؛ 1000 تا 2500 متر، رنگ نارنجی؛ 2500 تا4500 متر ، رنگ قهوه ای؛4500 تا 6000 متر، رنگ بنفش ؛ و از 6000 متر به بالا  از رنگ سفید استفاده می شود.

مقیاس رنگهای باتی متریک که برای نمایش اختلاف عمق در دریا ها به کار می رود عبارتند از:

0 تا 200 متر ، رنگ آبی بسیار روشن _ 200 تا 500 متر ، آبی روشن_  500 تا 1000 متر ، آبی _  1000 تا 3000 متر ، آبی پر رنگ _ 3000 تا 6000 متر ، آبی سیر _   و از عمق 6000 متر به بعد آبی بسیار سیر استفاده می شود.

 

 

  
; ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢


کاربرد رايانه در آموزش جغرافيا قسمت دوم

          در دهه‌ي حاضر، احتمالاً تعريف سواد و بي‌سوادي با تعاريف متعارف متفاوت خواهد بود و شاخص باسوادي به قدرت بهره‌گيري از رسانه‌هاي ارتباطي خاص همانند رايانه و اينترنت مربوط خواهد شد. در اين حالت، نقش مدرسه همانند آن در دهه‌هاي گذشته نخواهد بود. خانه، رسانه‌هاي ارتباط جمعي، تكنولوژي نوين ارتباطات و نيز نقش مدرسه را ايفا خواهند كرد و شايد اينترنت در پايان دهه‌ي اول اين قرن همانند تلفن، وسيله‌اي فراگير و مورد نياز بخش وسيعي از مردم قرار گيرد.[1] بنابراين، امروزه يادگيري مبتني بر رايانه و آموزش به كمك رايانه‌، جايگاه خاصي را در نظام‌هاي آموزش و پرورش پيشرفته‌ي جهان دارد زيرا با رشد سريع و لحظه به لحظه قابليت‌هاي رايانه‌اي و تأثير كاربردي آن در تمام ابعاد زندگي انسان‌ها، اعم از فردي و اجتماعي در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي، تجاري، نظامي، اجتماعي، ديني، فرهنگي، آموزشي و اهميت فرايند ياددهي-يادگيري رايانه در شرايط خاص جامعه ملي در ضرورت انطباق با جامعه جهاني بيش‌تر احساس مي‌شود.[2]

          از اين روست كه آشنايي با مهارت‌هاي اوليه استفاده از رايانه به عنوان پيش‌فرض سواد رايانه‌اي تلقي مي‌شود و اگر قرار باشد رايانه به‌عنوان يك عامل مؤثر در آموزش‌ها مورد استفاده قرار گيرد. بدون شناخت بنيادي آن و كسب مهارت‌هاي اوليه اين مهم صورت نخواهد پذيرفت و البته واضح است كه چنين امري يك باره اتفاق نخواهد افتاد كما اين كه در سير تاريخي استفاده از رايانه‌ها در امر آموزش نيز چنين موضوعي رخ نداد. نسل اول نرم‌افزارهاي رايانه‌اي كه در سوادآموزي به كار مي‌رفت به طور كلي از لحاظ نحوه‌ي برخورد ضعيف بود و كم و بيش همان تمرين‌هاي روي كاغذ را در صفحه‌ي نمايشگر نشان مي‌داد. مسئله‌ي ديگري كه به دگرگوني ممكن در مهارت‌هاي تشكيل‌دهنده سواد مربوط مي‌شود، مسئله‌ي مهمي است كه دو جنبه‌ي اصلي دارد. نخستين جنبه‌، آن است كه دگرگوني در واسطه‌ي حامل نوشتار مستقيماً خصلت مهارت‌هاي خواندن و نوشتن را تغيير نمي‌دهد بلكه در بيش‌تر موارد سبب تغيير حاشيه‌ها مي‌شود. بدين ترتيب، تا جايي كه رايانه‌ها به صورت وسايل كمك‌آموزشي استاندارد درآيند. برخي از عناصر «سواد رايانه‌اي» مانند آشنايي با صفحه كليد و دانش‌ پايه‌اي از ظرفيت‌هاي سيستم‌هاي واژه‌پردازي و لوازم پيوسته به آن‌ها به گونه‌اي فزاينده در انتظارات همگاني از مضمون سواد ادغام خواهد شد. درست همان‌طور كه ماشين حساب الكترونيك با مفاهيم شمارش يكي شده است.

 دومين جنبه به اين احتمال مربوط مي‌شود كه در بسياري از جوامع، انباشت به افزايش در آستانه حداقل قابل قبول سطح خواندن و نوشتن بينجامد. اين انباشت به اين دليل رخ مي‌دهد كه سواد به هيچ وجه مهارتي صرفاً ابزاري نيست بلكه با سوادي يا بي‌سوادي عموماً در موقعيت اجتماعي فرد عوارض دارد سواد هم‌چنين وسيله‌ي نيل به آن صلاحيت آموزشي است كه ورود به انواع مقاله‌هاي پراعتبار و پردرآمد را ممكن مي‌سازد و در اين رقابت، براي دستيابي به صلاحيت بالاتري كه سبب امتياز آنان بر رقبا مي‌شود، درصدد برمي‌آيند كه از سطوح بالاتري از سواد برخوردار شوند.[3]

نقش رايانه‌ها در تربيت شهروند قرن بيست‌ويكم

          اين بخش را شايد بهتر باشد با اين سؤال آغاز كنيم كه چرا فراگيري سواد رايانه‌اي يا مهارت‌هاي مربوط به آن يك ضرورت است؟ پيش‌تر اشاره شد كه فناوري رايانه‌اي در همه‌ي ابعاد زندگي بشر امروز مداخلاتي داشته است و در حال حركت به سويي هستيم كه بدون رايانه‌ها زندگي بشر مختل خواهد شد. در بعد مسائل آموزشي نيز ضرورت دارد كه به اين مقال اشاره كنيم. «روند تغييرات در فناوري جديد بر زندگي، كار و امور رفاهي مردم اثر چشمگيري داشته است. اين فناوري جديد و در حال ظهور (توسعه)، فرايند آموزش و فراگيري سنتي و روش‌هاي مديريت آموزشي را به چالش فرا مي‌خواند.»[4] فن‌آوري اطلاعاتي و ارتباطاتي به فراگيران كمك مي‌كند كه طيف وسيعي از مهارت‌هايي را كه در اقتصاد امروزي لازم است فراگيرند. مثلاً آموختن اين كه چه‌طور بياموزند، مشكلات را حل كنند، چه‌طور اطلاعات را به‌دست آورند و آن را ارزيابي كنند اما اين آموزش‌ها در برنامه‌ي درسي مدارس منعكس نيست. آهنگ دگرگوني كه فناوري رايانه، طلايه‌دار آن است، ما را بيش از پيش نسبت به اين موضوع آگاه كرده كه دانش زودگذر و فاني است. ما نمي‌توانيم معلم را كسي فرض كنيم كه در دانشگاه چيزهايي را در مغز او پر مي‌كنيم و او تا چهل سال بعد همان چيزها را تكرار مي‌كند. معلمان بايد پيوندهاي بيش‌تري با دانشگاه‌ها ايجاد كنند و هم‌چنين بايد در استفاده از فناوري اطلاعاتي و ارتباطاتي تقويت شوند. اگر پيشرفت حرفه‌اي را بتوان به صورت تماس الكترونيكي صورت داد و منابع لازم را براي معلمان فراهم آورد تا با فن‌آوري اطلاعات و ارتباطاتي آميخته شوند، اعتمادشان به اين فناوري جلب خواهد شد.[5]

          در آينده‌ي نزديك بيش از 80% امور زندگي بشر به طور مستقيم يا غيرمستقيم به فناوري اطلاعات وابسته خواهد بود و توسعه‌ي فناوري اطلاعات در آموزش و همكاري جهاني نيز نقش ارزنده‌اي خواهد يافت.[6] از سوي ديگر، مي‌دانيم كه «انفجار دانش و فناوري و گسترش وسايل ارتباط جمعي به ويژه پيشرفت چشمگير و فزاينده‌‌ي شبكه‌ي ارتباطي بين‌المللي (internet)، وظيفه نظام آموزشي كشورها را بسيار سنگين‌تر كرده است. هدف امروزي نظام آموزشي تنها انتقال فرهنگ نسل گذشته به نسل آينده نيست. اين نهاد بايد چنان قابليت‌هايي را در افراد بپردازند كه آن‌ها بتوانند خود را با تحول و دگرگوني‌هاي روزافزون اجتماعي، علمي و فني جهان آينده همگام سازند.[7] بنابراين، يك بار ديگر بر اين موضوع تأكيد مي‌شود كه الزامات زندگي آينده‌ي بشر اقتضا دارد تا محصولات نظام آموزشي آن با فناوري جديد آشنا شوند و اگر قرار باشد گامي فراتر از آشنايي برداشته شود، مي‌بايست فرصت‌هاي كافي براي تمرين و مهارت‌اندوزي را دراختيار دانش‌آموزان قرار دهد. شايد چيزي كم‌تر از يك دهه زمان نياز داشته باشيم تا به جايي برسيم كه حياتي‌ترين نيازهاي انساني را بدون داشتن مهارت‌هاي لازم در زمينه‌ي فناوري رايانه‌اي نتوانيم تأمين نماييم. هرچه فناوري رايانه‌اي موجب دسترسي آسان‌تر آموزش‌گيران به مواد درسي ارائه شده قبلي معلمان شود. نقش مربيان از يك منبع مطالب علمي به يك مدير ناظر بر فرايند يادگيري تغيير مي‌كند.[8]



[1] - آموزش و پرورش در عصر بزرگ‌راه‌هاي اطلاعاتي، علي‌اصغر كاكوجويباري، اطلاعات 4/9/80.

[2] -همشهري 24/7/80.

[3] -كامپيوترهاي شخصي و سواد، كنت لوين، هادي غبراني، پيام يونسكو 242، مهر 1375، ص 33.

[4] -فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش، مهدي فيضي، رهيافت، شماره 25.

[5] - زمان هم كوك شدن مدرسه‌ها با عصر اطلاعات، مصاحبه با ادوين جيمز عضو مركز تحقيقات و ابتكارات آموزشي وابسته به OECD سازمان همياري اقتصادي و توسعه، مجله پيام يونسكو 37، شهريور 1380، ص 15.

[6] - ديدگاه آرماني آموزش و پرورش در توسعه‌ي IT تهيه شد، دكتر علي‌اكبر جلالي، نشريه آسيا 20/6/81.

[7] - تجهيزات آموزشي، زيربناي آموزشي، رسول رازقندي، نشريه صنايع پلاستيك، شماره 172.

[8] - فن‌آوري اطلاعات در آموزش و پرورش، مهدي فيضي، رهيافت، شماره 25.

  
; ساعت ٦:٤۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢


چگونه جهت شمال را پیدا کنیم؟

جهات جغرافیایی:

از اصلی ترین و ابتدائی ترین مباحث نقشه خوانی ، آگاهی از جهات جغرافیایی است. چهار جهت اصلی را در دوره های آموزش ابتدائی آموخته اید. که شامل:

شمال ؛   جنوب ، شرق و غرب می باشد.حال می خواهیم علاوه بر این جهات اصلی ، جهات فرعی را نیز بشناسیم. و از آنجا که قرار است پس از این نقشه ها را با زبان بین المللی بخوانیم لازم است تا با الفبای جهات جغرافیایی نیز آشنا شویم.

جهات اصلی: شمال         N      جنوب      S     شرق        E     غرب          W   

که حروف اول کلمات

 North, South,  East , west                              

هستند.

چهار جهت فرعی شامل: شمال شرقی      NE     شمال غربی      NW       جنوب شرقی                       SEجنوب غربیSW   

هشت جهت فرعی دیگر نیز وجود دارد که بین جهات فرعی چهار گانه فوق قرار می گیرند وخواندن آنها بر اساس حروف ؛ از چپ به راست خواهد بود.که عبارتند از :

          NNE    شمال شمال شرقی                           NNW شمال شمال غربی

      SSE      جنوب جنوب شرقی                    SSW      جنوب جنوب غربی

    ENE        شرق شمال شرقی                      WNW       غرب شمال غربی                                         

ESEشرق جنوب شرقی                         WSW غرب جنوب غربی

 

   

       

 

نمایش این جهات بر روی جهت نمای جغرافیایی از این قرار است.

 

                            SSE                                                      

 

انواع شمال در جغرافیا :

در مطالعات جغرافیایی به خصوص در زمینه نقشه خوانی سه نو ع شمال مطرح است . به عبارت دیگر 3 امتداد شمال به عنوان مبنا در نقشه خوانی وجود دارد.

شمال جغرافیایی یا شمال حقیقی              1-

شمال مغناطیسی  2-

شمال شبکه  3-

    شمال حقیقی یا شمال جغرافیایی : اگر نصف النهار هر نقطه از روی کره زمین را تا قطب شمال امتداد دهیم ، شمال حقیقی آن را رسم کرد ه ایم . معمولا در کنار نقشه ها شمال حقیقی را با استفاده از ستاره یا فلش نشان می دهند.

    شمال مغناطیسی : جهت شمالی را که عقربه قطب نما نشان می دهد ، شمال مغناطیسی می نامند . زیرایکی از  قطب های  میدان مغناطیسی زمین در قسمتی از شمال کره زمین قرار دارد و سبب جذب عقربه قطب نما می شود.اما این نقطه بر نقطه قطب شمال جغرافیایی منطبق نیست.و در هر سال نسبت به سالهای دیگر متفاوت است.در واقع همیشه بین شمال حقیقی و شمال مغناطیسی مقداری انحراف وجود دارد  که آن را انحراف مغناطیسی جهت شمال می گویند. در مسائل دقیق جغرافیایی می بایست اندازه انحراف مغناطیسی را در مطالعات پایه مد نظر داشت در حقیقت نقشه را باید با شمال مغناطیسی آن توجیه نمود. در کنار اغلب نقشه های کاربردی مبنا مانند نقشه های توپوگرافی ارتش ، مقدار انحراف مغناطیسی برای سال تهیه آن نقشه درج شده است.

قطب شمال مغناطیسی در ناحیه ای در شمال کانادا قرار دارد و همچنان که اشاره شد محل آن ثابت نیست و همه ساله جدول تغییرات و میزان انحراف مغناطیسی اعلام می شود. به عنوان مثال در 1980 میلادی قطب شمال مغناطیسی در حدود عرض جغرافیایی 77 درجه و 30 دقیقه   شمالی و طول جغرافیایی 102 درجه غربی قرار داشته است . یعنی جایی در شمال غربی کانادا و در جنوب جزیره کینگ کریستین. و به طور متوسط از آن زمان حدود 24 کیلومتر  در سال به سمت قطب شمال جغرافیایی جابجا شده است.

    3- شمال شبکه : اگر خطوطی  که بر  روی یک نقشه با نام شبکه قائم الزاویه قرار دارد را در نظر بگیریم ؛ امتداد خطوط عمودی ، جهت شمال شبکه است. به عبارت دیگر اگر خطوط افقی روی نقشه ( که نقشه را به مربعهای کوچک تقسیم کرده است) را محور X   و خطوط عمود بر  آنها را که در امتداد شمالی -  جنوبی نقشه قرار دارد ، را محو ر   Y       بنامیم ؛ امتداد محور       Y        همان شمال شبکه است .

 

 

 

چگونه جهت شمال را پیدا کنیم؟

جستجوی شمال جغرافیایی ، اگر چه فعالیتی ساده است اما نیاز به تمرین دارد و حداقل یک بار باید هر یک از راههای یافتن شمال جغرافیایی را به تنهایی انجام داد. برای سهولت آشنایی با راههای جستجو ؛ آنها را به دو دسته کلی تقسیم می کنیم .

          یافتن شمال جغرافیایی در روز

          یا فتن شمال جغرافیایی در شب  

در روز با استفاده از قطب نما به سادگی می توان شمال مغناطیسی را یافت و با انجام اصلاحات لازم آن را به شمال جغرافیایی تبدیل نمود. برای این منظور کافیست  یک قطب نما در مقابل خود نگه دارید و متناسب با حرکت عقربه  آن ؛ آن قدر جابجا شوید تا صورتتان در جهت نوک عقربه قرار کیرد در این حالت شما رو به شمال ایستاده اید .معمولا عقربه قطب نما ها یا با حروف انگلیسی مشخص شدده اند ویا با رنگ آبی و قرمز .که رنگ آبی قطب شمال و رنگ قرمز قطب جنوب را نشان می دهد.

در روز همچنین می توان با استفاده از یک ساعت عقربه دار ؛ جهت شمال جغرافیایی را پیدا کرد. اگر طور ی ساعت عقربه دار را به حالت افقی در مقابل روی خود قرار دهید که نوک عقربه ساعت شمار به سمتی باشد که خورشید قرار گرفته است، خطی که نیمساز زاویه بین عقربه ساعت شمار و عدد 12 ساعت را می سازد ؛ جهت جنوب را نشان می دهد. و امتداد آن جهت شمال را .البته باید اضافه کرد که این امر در روزهای ابری کار چندان ساده ای نیست.

به طور ساده اگر به هنگام طلوع خورشید طوری  بایستیم که دست راستمان به سمت خورشید باشد، به طور طبیعی دست چپ مان به سمت غرب ؛ روبروی مان شمال  و پشت سرمان جنوب خواهد بود.

یکی دیگر از روشهای یافتن شمال در روز استفاده از سایه اجسام است. برای این منظور کافی است میله ای را در زمین همواری فرو کنیم . و در ساعت مختلف روز محل نوک سایه میله را روی زمین علامت بزنیم .دو نقطه اول و آخر این علائم را به وسیله کمانی به هم متصل کنیم.نیمساز زاویه ای که راس آن پای میله و زوایای آن دو خط از پای میله تا دو نقطه بر روی کمان مذکور است؛جهت شمال را نشان می دهد.این نیمساز ، منطبق بر کوتاه ترین سایه است.

ریشه درختان به طور نامحسوسی به سمت شمال جغرافیایی تمایل دارد . در نیم کره شمالی  سمت شمال درختان در جنگل های مناطق مرطوب،بوسیله خزه پوشیده شده است ویا حداقل رطوبت آن از بخش جنوبی بیشتر است.

محراب مساجد و جهت قبور مسلمین نیز از راه های دیگری است که می توان بر اساس آن در طول روز جهت شمال جغرافیایی را پیدا کرد.

در شب نیز می توان به دو روش جهت جغرافیایی را یافت . یکی با استفاده از اهله ماه و دیگری استفاده از ستاره قطبی است. در طول یک ماه قمری ماه اشکال متفاوتی را به نمایش می گذارد. کافی است که بدانیم در چندمین شب ماه قمری هستیم. در نیمه او ماه قمری تحدب ماه به سمت غرب است و بالعکس در نیمه دوم ماه تحدب به سمت مشرق قرار می گیرد . در نیمه ماه هم که قرص ماه کامل است جهت حرکت ماه که از مشرق به مغرب می باشد  راهگشاست.البته با توجه به تاخیر طلوع ماه که هر شب 50 دقیقه نسبت به شب قبل خود دارد ، رویت ماه در اوایل شب به معنای نیمه اول ماه قمری خواهد بود.

ستاره قطبی نیز که علامتی تقریبا ثابت است جهت نمای شب می باشد . چنانچه دو ستاره انتهایی دب اکبر را 5 برابرهمان فاصله بین دو ستاره، امتداد دهیم به ستاره جدی یا ستاره قطبی می رسیم که جهت شمال را با اندکی اختلاف نشان  می دهد.

  
; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۸٢


نکاتی در باره سنجش از دور

  
; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢


انواع سيستم تصويری

 

سیستم های تهیه نقشه:

سیستم های تهیه نقشه ،روش های قراردادی برای تبدیل کردن یک سطح کروی به سطح مستوی هستند. کره زمین سه بعدی است ؛ تبدیل آن به کره جغرافیایی در مقیاس های کوچکتر چندان مشکل نخواهد بود.اما زمانی که قرار باشد بخشی از آن را به شکل دو بعدی یا سطح مستوی نمایش دهند مشکلات آغاز می شود.

 اولا یک بعد یعنی بعد ارتفاع حذف می شود.که می بایست برای نمایش ارتفاع بر روی نقشه راه حلی پیدا کرد.

ثانیا تبدیل کردن یک سطح محدب بر روی یک سطح مسطح سبب تغییراتی در ابعاد ، اندازه ها و اشکال واقعی می شود.از این رو با استفاده از سیستمهای تصویری ؛ خطاهای تصاویر را تعدیل می نمایند.اما باید بدانیم که خطاهای اندازه گیری هم چنان به قوت خود باقی می مانند و سیستم های تصویری تنها می توانند آنها را تعدیل منند.

سیستم های تصویری بسیار متنوع هستند شما هم می توانید بر اساس قراردادی ، یک سیستم تصویری برای تهیه نقشه ابداع کنید.اما باید بدانید که ارزش یک سیستم تصویر زمانی بیشتر خواهد بود که نقشه ای که بر اساس آن تهیه می شود به واقعیت نزدیک تر باشد.

انواع سیستم های تصویری:

در حال حاضر 4 سیستم تصویری از سایر سیستم ها بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. و نقشه هائی که بر اساس آنها تهیه می شوند ، معتبر تر هستند. این سیستم ها عبارتند از:

 (zenithal)   الف) سیستم تصویری مستوی

)conical)  ب) سیستم تصویری مخروطی

)cylindrical) ج)سیستم تصویری استوانه ای

)individual) د)سیستم تصویری منفرد

هر یک از این سیستمها نیز خود دارای انواعی هستند مثل

 الف)

    سیستم تصویری مستوی شامل سیستم اورتوگرافیک، سیستم استرئوگرافیک، سیستم کنومونیک می باشد که با توجه به مکانی که از آن قرار است نقشه تهیه شود به طبقات جزئی تری تقسیم می شوندو به طوری که مثلا سیستم تصویری مستوی اورتوگرافیک ممکن است از قطب ، استوا و یا بین این دو ناحیه را مد نظر داشته باشد به این ترتیب سیستم تصویری مستوی اورتوگرافیکی قطبی، استوائی و مایل قابل تفکیک خواهند بود.

هم چنین سیستم تصویری مستوی استرئوگرافیکی قطبی، استوائی و مایل  و سیستم تصویری  مستوی کنومونیکی قطبی، استوائی ومایل از دیگر انواع سیستم های تصویری مستوی خواهند بود.

ب)سیستم تصویری مخروطی که به انواع مخروطی ساده ، مخروطی مشابه لامبرت و چند مخروطی تقسیم می شوند.

ج)سیستم تصویری استوانه ای شامل استوانه ای ساده ، استوانه ای استرئوگرافیکال، استوانه ای معادل ،استوانه ای مرکاتور معکوس و سیستم مرکاتور جهانی باشد.

U.T.M =Universal Transverse Mercator

د) سیستم تصویری منفرد شامل همولو گرافیک مولوید، سینوزوئیدال ، همولو ساین و اکرت می باشد.  

  
; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٦ اسفند ۱۳۸٢


مقياس نقشه

  
; ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٤ اسفند ۱۳۸٢